نخورد يا ديگرى پيدا نشود و گاهى مندوبست چنان كه شايع است .
ومراد از قول او ( حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) بيست و چهار ماه است وقيد كاملين از براى تأكيد وتوضيح است .
ومراد از قول او ( لِمَنْ أَرادَ ) آنست كه شير دادن مادران فرزندان را جهت پدرانست زيرا كه نسبت فرزندان به پدران بيشتر است از مادران . ونيز اجرة رضاع بر ايشان واجبست .
وقول او ( يُتِمَّ الرَّضاعَةَ ) اشارتست به آن كه نهايت مدت دو سال است و بعد از آن رضاع شرعى نيست و حرمت رضاع مرتب نشود بر آن ومستحق اجرة نباشد ليكن جايز است كه اكتفاء كنند در رضاع به كمتر از دو سال .
چنان كه روايت كرده اند اصحاب ما از اهل بيت عليهم السلام كه اكتفاء كردن به كمتر از بيست و يك ماه جور است بر طفل .
و در ( رضاعة ) دو قرائتست بفتح راء وكسر او و هر دو بمعنى شير خوردن طفل است .
ومراد از ( مولود له ) پدر است زيرا كه مادر فرزند را از براى او مىزايد از آن حيثيت كه فرزند به پدر بيشتر منسوبست و نفع او به او بيشتر مىرسد و ( على ) صله ء وجوبست يعنى واجبست بر پدر مأكول وملبوس مادر بطريق راستى جهت اجرة شير دادن آن چنان كه مناسب حال آن پدر باشد .
وقول او ( لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها ) اشارتست به تعليل آن .
وقول او ( لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها ) تا آخر اشارتست به تأكيد وتوضيح آن .
وقول او ( وعَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ ) اشارتست به آن كه هر گاه پدر بميرد و طفل شيرخواره بماند واجبست بر او اجرة رضاع او از مال او كه از ميراث
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٣٧٩