نشوز در اصل لغت بمعنى بلند شدنست و در شرع عبارتست از نافرمانى كردن زن شوهر دار زيرا كه نافرمانى زن شوهر را سبب بلندى وتكبر باشد .
ومراد از وعظ پند دادن وترسانيدنست از عقوبتهاى دنيوى واخروى .
ومراد از هجر زنان در مضاجع پشت گردانيدنست بسوى ايشان در يك فراموش يا نزديكى ناكردنست با ايشان و بر تقدير ( اول ) فى بمعنى ظرفيت باشد و بر تقدير ( دوم ) بمعنى اعتبار باشد و بر تقدير ( سوم ) هجر در مضاجع كنايه باشد از ترك جماع .
ومراد از ضرب زدنست كه گوشت را مجروح نگرداند واستخوان را نشكند ومراد از عدم ابتغاء سبيل بر زنان طلب ناكردن طريق مضرت وايذاى ايشانست وعدم تعرض به جفا وآزار ايشان يعنى اگر بر گردند زنان از نشوز به اطاعت شما نيز برگرديد از ايذاى ايشان ومتعرض مضرت ايشان مشويد به درستى كه خداى تعالى غالب وقادر است بر جزاى شما بر وفق اعمال شما .
وپوشيده نيست كه آيت ( 1 ) مذكوره دالست بر آن كه مردان والى وغالبند
هامش
( 1 ) آيه ء كريمه متضمن اموريست بشرح زير :
1 - اين كه مردان بر زنان تسلط ونگهبانى دارند مانند تسلط والى بر رعايا در موضوع تدبير وسياست وكفالت اداره ء آنها به جهت دو امر :
( يكى ) موهوبى از طرف خداوند متعال چنانچه مىفرمايد :
( بِما فَضَّلَ الله بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ ) .
مانند توانائى وعلم وحسن تدبير وسداد رأى كه خدا در فراخور مردان وديعت نهاده است غالبا هر چندى كه گاهى در بعضى از زنان پيدا مىشود .
( دومى ) كسى چنانچه مىفرمايد