تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
وقنطار در لغت بمعنى مال بسيار است از قنطرة بمعنى بلند گردانيدن و از اين جهت پل را قنطرة گويند زيرا كه بناى رفيعى است . وهمزه در : ( أَ تَأْخُذُونَهُ ) از براى استفهام انكاريست يعنى مگيريد او را . وقول او ( بُهْتاناً ) مفعول له تأخذونه است : ( وإِثْماً ) عطف است بر او . ليكن عليت بهتانا مر اخذ مهر را تحقيقى است چنان كه از سبب نزول معلوم شد . وعليت اثم مر او را ادعائيست جهت مبالغه در نهى زيرا كه چون البته اثم مترتب مىشود بر اخذ مذكور گويا علت از او غرض از او ترتب اثم است . و احتمال دارد كه حال باشند از فاعل : ( تَأْخُذُونَهُ ) بمعنى باهتين وآثمين زيرا كه حدوث بهتان اگر چه مقدم است بر اخذ مهر ليكن بقاى او مقارنست به آن . وقول او ( كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ ) استفهام انكاريست از براى تأكيد انكار سابق . وقول او ( وقَدْ أَفْضى ) تا آخر تعليل انكار مذكور است وافضاء در لغت بمعنى رسيدنست يعنى بتحقيق رسيده است بعض اعضاء شما ببعض اعضاء ايشان واينجا كنايه است از جماع . ومراد از ميثاق غليظ دوام حجت ومصادقت ومضاجعت است يا عقد نكاح است ولوازم آن . ومخفى نيست كه آيت مذكوره ( 1 ) دلالت مىكند بر آن كه مهر قدر معين
هامش
( 1 ) از آيه ء كريمه فوائدى مستفاد مىگردد : 1 - اين كه حرمت اخذ از آن چه داده شده است به زوجه خواه بعنوان مهريه باشد وخواه بعنوان بذل وهبه در صورتى كه عين مال الهبه موجود نباشد در صورتى است كه بعنوان اكراه والجاء اخذ شود به قرينه ء ذكر اراده واخذ مقيد به بهتان در قول خداى تعالى