وخواه نذر تبرع بنا بر اطلاق نذر مذكور وعموم كلمه ء ما .
الاية الثانية قوله تعالى فى سورة الدهر : ( يُوفُونَ بِالنَّذْرِ ويَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً ويُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً ويَتِيماً وأَسِيراً ) ( 7 ) .
يعنى وفا مىكنند اين نيكوكاران به نذر خود ومىترسند از روزى كه هست بديها وسختيهاى او فاش وپراكنده ومىخورانند اين نيكوكاران طعام را با وجود محبت واحتياجى كه به طعام دارند درويش را ويتيمى را وگرفتارى را .
بدان كه قول او ( يُوفُونَ ) خبر بعد از خبر است از ( إِنَّ الأَبْرارَ ) كه در آيت سابق مذكور است يا جمله ء مستأنفه است كه جواب سؤال مقدرى باشد كه ناشى شده از كلام سابق .
و جميع اهل بيت عليهم السلام واكثر مفسران تصريح نموده اند به آن كه مراد از ابرار مذكور كه جمع برّ است بفتح باء بمعنى نيكوكار امير المؤمنين وسيدة النساء و امام حسن و امام حسين صلوات الله عليهم اجمعين .
و اين آيات بلكه اين سورت در شأن ايشان نازل شده .
هامش
نادر است بر اداى آن چه نذر كرده است .
8 - اطلاق آيه شريفه دلالت مىكند بر تعميم تكليف به وفاء وحال آن كه مشهور فقهاء قائلند بر اين كه نذر مملوك منعقد نيست مگر باذن مولايش و نذر زوجه صحيح نيست مگر با زن شوهر وعلامه ره الحاق كرده است به اينها نذر فرزند كه صحيح نيست مگر باذن پدر تمسكا بعدة اخبار و اين اخبار راجع است به حقوق مالى يعنى در خصوص نذرهايى كه راجع بمال باشد والبته اكثر زنان وفرزندان صلاح و فساد را چندان تميز نمىدهند بلكه ممكن است دخول ايشان تحت اطلاق سفيهان چنانچه گذشت وشايد منع از نذر اينها از اين جهت باشد نه بعنوان نذر وبالجمله جواز نذور ايشان ولزوم وفاء به نذر به طورى كه از آيه ء كريمه و اخبار صريحه مستفاد مىگردد خالى از اشكال است .