چيز را اراده كرده و منظورش چيست ؟ )
و خداوند خطاب به پيامبر گراميش حضرت محمد ( ص ) مىفرمايد : « 11 »
( با سخنان حكيمانه و اندرز نيكو مردم را به راه و آيين پروردگارت دعوت كن و با جدال و گفتگويى احسن آنان را بخوان . )
و خطاب به حضرت موسى و برادرش هارون مىفرمايد : « 12 »
( هر دو به نزد فرعون برويد . او طغيان كرده است ؛ و با او به نرمى و ملايمت سخن بگوييد شايد پند گيرد ، يا از خدا بترسد . )
و چيزى براى تبيين حقيقت ، جز روشى زيبا و اسلوبى پسنديده و ملايم نيست كه سنگينى دعوت را بر نفس و خواهشهاى آن مىكاهد و قبول آن را آسانتر مىسازد .
اساسىترين شيوهء تبليغ ، تبليغ عملى است كه تأثير شايانى در جانها گذاشته و هرگونه آثار شك و ترديد را از بين مىبرد . اگر دعوت كننده با گفتار و دعوت خود منسجم و هماهنگ باشد به اين معنا كه شخصيت او در دعوتش فانى و با جان و گوشت و خونش آميخته باشد گويا رسالت او در او تجسم و تجلّى يافته و جز او چيزى نيست . اگر او سخن بگويد چنان است كه رسالت او زبان گشوده است و اگر عملى انجام دهد چنان است كه رسالت او عمل كرده است .
كسى كه مىگويد : « 13 » « مرا شيطانى است كه گاهى بر من ظاهر
هامش
( 11 ) . نحل : 125 .
( 12 ) . طه : 44 .
( 13 ) . ابن قتيبه در كتاب « الامامة و السياسة ( 1 / 6 ) مىنويسد : ابو بكر گفت : « بدانيد براى من شيطانى است كه گاهى بر من ظاهر مىشود » ابن قتيبه از منابع و مراجع بسيار مطمئن نزد اهل سنت است .
وى در سال 276 ق درگذشته است . نظير اين جمله در جلد اول تاريخ طبرى آمده است . جالب اين -