از او نيست و اميدى به بهبودى او نمىباشد ؛ زيرا او خود نمىخواهد از اشتباهش صرفنظر كند هرچند هزار دليل و برهان براى او اقامه كنى ، و اگر براى راضى كردن او اصرار ورزد بطور قطع با او درگيرى شديد خواهد داشت .
اما كسى كه بدون هيچ قصدى بر انحراف خود پافشارى مىكند ؛ لازم است با آوردن دلايل كافى و قانعكننده ، حق را براى او آشكار و روشن سازيم .
امامى جز عقل نيست
اين مطلب كه « امامى جز عقل نيست » حقيقتى است كه قرآن كريم آن را نازل و پيامبر اكرم ( ص ) بدان تصريح و نوع بشر را مورد خطاب خود قرار داده : كه هر انسانى ، خرد خويش را راهنما و مقتداى خود در هر چيزى قرار دهد حتى اگر عقل به وجود باران نيز اعتراف نكند قهرا باران هم چيزى نخواهد بود ، چنان كه در حديث آمده است :
اصل دينى العقل .
( عقل پايهء دين من است )
بديهى است ؛ عقل چيزى نيست كه با چشم ديده و يا با گوش شنيده شود . بلكه نيرويى است ، در نهاد انسان نهفته ، كه فقط آن را درك مىكنيم اما نه با حس و لمس . . .
و اما امامت عقل ، يعنى همان امامت حق كه عقل امر به پيروى از آن مىكند پس هر كه همواره با حق باشد حق نيز با اوست و خود او ، به حكم عقل و دين ، امام است .
سئوال : آيا كسى به اين وصف يافت مىشود ؟