استوار باشد و تو يقين كنى كه او در اشتباه است . بخاطر زودداورى كردن مىتوان حكم بر خطاكار بودن تو نمود ولى درباره او ، پس از تحقيق و مطالعه بايد قضاوت كرد .
بنابراين اگر مىخواهى در تناقضگويى نيفتى و از خطا دور بمانى بر توست كه زود حكم نكنى گرچه با نظر و عقيده پدران و نياكانت در تضاد باشد . بلكه بايد راه درستى كه تو را به يقين ( در اثبات يا نفى آن ) مىرساند ، با تحقيق كافى انتخاب كنى . بديهى است ، روشى كه برمىگزينى ، مىبايست متناسب با طبيعت آن مطالب مورد نظر باشد ، چه ، گاهى روش وصول به واقع مشاهده عينى ، و گاه سمع و حس و لمس ، و زمانى از طريق عقل و براهين عقلى مىباشد .
مانند اينكه شنيدهاى : پيامبر اكرم ( ص ) ( در غدير خم ) تصريح به جانشينى امير المؤمنين على ( ع ) ، پس از خود نمود . در نظر اول ، نه مىتوان اين مطلب را رد ، و نه پذيرفت ، ليكن پس از تحقيق و بررسى كافى در كتب روايى ، اين شك به يقين تبديل مىگردد . « 1 »
سئوال : بىشك راه وصول به حقيقت وجود دارد ؛ ليكن چنان نيست كه هر خطاكارى به اشتباه خود پى برد و سپس خود را با ميزان حق بسنجد و از آن برگردد ؛ پس در برابر كسى كه - عمدا يا سهوا - بر اشتباه خود پافشارى مىكند چه بايد كرد ؟ و درمان دردش چيست ؟
جواب : آنكه از روى عمد بر خطاى خود اصرار مىورزد ، گريزى
هامش
( 1 ) . شيعه كتب بسيارى در اين زمينه تأليف نموده كه مىتوان از كتاب الشافى سيد مرتضى ، دلائل الصدق مظفر ، مجلد سوم اعيان الشيعه سيد محسن امين ، المراجعات سيد شرف الدين و نيز الغدير علامه امينى ، نام برد . البته با وجود احترام شايانى كه براى اين آثار گرانسنگ قائلم آنها را بعنوان دليل بر اثبات موضوع نياوردم بلكه اين كتابها ، فرد دودل و سرگردان را به منابع اهل سنت كه مورد اعتماد اوست راهنمايى مىكند .