أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ
( بيشترشان حق را ناپسند دارند . )
* هيچ پيشوايى جز حق نيست
همه مىگوييم : « هيچ امامى جز حق نيست » اما در عين حال بيشتر كسانى كه مدعى اين مطلبند بدان عمل نمىكنند .
يك مثال : « حق » مىگويد : پيش از آنكه تو مسئول اشتباه ديگرى باشى ، مسئول خطاى خودى و نيز « حق » مىگويد : « هر اشتباهى كه ديگرى مرتكب مىشود تو نيز ممكن است مرتكب آن گردى زيرا گاهى خطا ناشى از خواهشهاى نفسانى و زمانى از محيط يا تربيت ناصحيح و گاه ديگر به سبب تحقيقى نارسا و يا به هر علل ديگرى منشأ مىگيرد . تمام اين اشتباهها ، همانطورى كه بر تو رواست بر ديگران نيز ممكن است و تو مانند ديگران مصون از خطا نيستى . »
اگر گمان كنى كه تو صددرصد بر حق هستى و غير از تو يكسره در خطاست ، بىآنكه براهين او را بنگرى و تحقيق كافى درباره آن كنى در اين صورت ، امامى غير از حق پذيرفتهاى و در نتيجه تو در ادعاى خود كه « امامى جز حق ندارى » دروغگويى .
آرى ، هرچند ممكن است ديگرى در باور خود به خطا رود ، ليكن عكس آن نيز محتمل است . چهبسا ممكن است اعتقاد او بر پايه واقعيت