به چه عطوفت و مهر و محبت وصفناپذيرى ! چه دانش و صداقتى ! امام على ، درحاليكه شناختى كامل و ايمانى صادق به خداوند دارد به او سوگند ياد مىكند كه اگر مخيّر شود بين اينكه پوستهء جويى را از دهان مورى بگيرد و در عوض تمام هستى اعم از : ماه و خورشيد ، زمين و آسمان ، انسان و حيوان و طلا و معادن جواهرات را به او بدهند و يا آنكه مورچه را به حال خود رها كند و از همهچيز محروم گردد ؛ بلكه در بند و زنجيرها گرفتار آيد ، قطعا عدالت را با تمام رنجها و محروميتهايش بر مالكيت هستى و ظلم بر مورچهاى ، ترجيح خواهد داد .
فانى شدن على در ذات حق ، فنايى كه مبدأ و نمونه حق است بلكه بالاتر ، مترادف اسم حق است ؛ خداوند آن را از انسانهاى ظالم دور ساخته است . اينجاست كه مردم به دوستاران و دشمنان على تقسيم مىشوند ، چنان كه در مورد حق نيز ، مردم به طرفداران حق و دشمنان حق تقسيم مىگردند . از امام صادق ( ع ) سؤال شد : چرا امام على تقسيمكننده بهشت و دوزخ گرديد ؟
فرمود : « چون دوستى او ايمان و دشمنى با او كفر بشمار مىآيد و بهشت براى مؤمنان و دوزخ براى كافران آفريده شد » .
و همانگونه كه امام بخاطر اعتلاى كلمه حق ، نهايت پارسايى و فداكارى را از خود نشان داد ؛ در شناخت و صداقت و شجاعت و گذشت نيز به نقطهاى دست يافت كه تنها خدا و رسولش برتر از آن است .
اگر هر كلام امام فراتر از گفتهء مردم و فروتر از كلام خداست - چنان كه گفتهاند - تمام ويژگيهاى حضرت بدون استثناء چنين وضعى را دارد و اين نيست جز طبيعت شخصيت منسجم و متكامل امام ؛ و اگر معجزه به معناى خرق عادات است ؛ قطعا هر صفتى از صفات حضرت خارقالعاده است . اگر كسى خود را به چنين امامى منسوب نمود ، خواست
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٦٩