پيروى نكند .
اسحاق : موسى هارون را موقت جانشين خود ساخت ، يعنى تا زمان برگشتن از مناجاتش با خدا ؛ چنان كه در جنگ تبوك نيز پيامبر موقت على را نمايندهء خود در مدينه منصوب كرد تا از جنگ برگردد .
مأمون : نه ، هرگز چنين نيست . موسى به تنهايى به سوى پروردگارش عازم شد و هيچكس از قومش با وى همراه نشدند و هارون را هم نماينده خود كرد كه على خليفه پيامبر در ميان قومش بود ، همانطور كه هارون جانشين موسى ميان قومش ؛ و اين مطلب را پيامبر در فرمايش خود تصريح فرمود كه :
الّا انّه لا نبىّ بعدى
( جز آنكه هيچ پيامبرى پس از من نخواهد بود . )
و فهميده مىشود كه پيامبر ، على را در همهچيز جز نبوت خود ، جانشين گردانيد ، زيرا او خاتم پيامبران بوده و هرگز گفتهء باطلى را نفرموده است .
علما و دانشمندان حاضر در جلسهء مأمون حق را به وى داده و اعتراف كردند كه ما نيز به خلافت على معتقديم و موفقيت مأمون را از خدا طلب كردند . خواه اين مناظره رخ داده باشد خواه ساخته ذهن كسى باشد ، در آن مطالبى است كه از واقعيت حكايت مىكند و اگر به زبان نيامده باشد ، اما زبان حال همگان است .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٦٧