برترى جهادى او مىباشد . و بيش از اين ، دربارهء جهاد على سخن نمىگويم ، ليكن اى اسحاق ، از تو درباره حديث منزلت مىپرسم كه پيامبر خطاب به على فرمود :
انت منّى بمنزلة هارون من موسى .
( مقام تو نزد من مانند مقام هارون نزد موسى است )
آيا تو اين را روايت مىكنى ؟
اسحاق : آرى ، اين حديث را با سند خوب روايت مىكنم .
مأمون : هارون ، برادر مادرى موسى بود و پيامبر هم بود ، امام على نه برادر رسول اكرم بود و نه پيامبر ، پس معناى اين فرمايش حضرت چيست ؟
اسحاق : پيامبر با اين فرمايش خود ، خواست تا على را دلدارى دهد ، چرا كه منافقان كوردل درباره على مىگفتند : « پيامبر براى شانه خالى كردن از بار مسئوليت ، سنگينى آن را بر دوش على قرار داده است » !
مأمون از اين گفتهء اسحاق نيشخندى زد و گفت : تو از قرآن كريم چه دورى ! اين حديث تماما در كتاب خدا وارد شده است !
اسحاق : چطور و كجا ؟
مأمون : خداوند از قول موسى در قرآن ، خبر مىدهد كه وى خطاب به برادرش گفت :
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ ، وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ .
( جانشين من در قومم باش و آنان را اصلاح كن و هرگز از آيين مفسدان پيروى نكن ) .
و حضرت محمّد ( ص ) اراده نمود كه على نيز جانشين وى ميان قومش باشد و به اصلاح امور آنان پرداخته و از هواهاى نفسانى آنان