و نظير همين عبارت را عثمان در برابر فرمايش ديگرى از رسول خدا كه خطاب به ابو ذر فرمود ، گفته است . حضرت فرمود :
ما اظلّت الخضراء و لا اقلّت الغبراء من ذى لهجة اصدق من ابى ذر .
( آسمان بر كسى سايه نيفكند و زمين كسى را بر دوش خود صادقتر و راستگوتر از ابو ذر ، سوار نكرد . )
درحاليكه عثمان درباره ابو ذر خلاف فرمايش حضرت ، گفت :
« دربارهء اين كذّاب مشورت كنيم كه يا او را شلاق زنيم يا به زندانش افكنيم و يا اعدامش نماييم » .
اگر كسى تاريخ امويان را مطالعه كند ، درخواهد يافت كه جملگى سروته يك كرباسند و هيچ تفاوتى باهم ندارد ، مگر در روش برخورد و مردمفريبى ، البته « عمر بن عبد العزيز » را بايد استثناء كرد . براى مثال : معاويه امام حسن فرزند رسول خدا را شهيد كرد ، پسرش يزيد ، حسين فرزند پيامبر گرامى را به شهادت رساند . يعنى پدر و پسر دو ريحانه پيامبر و دو سرور و آقاى بهشتيان را به قتل رسانيدند . اما يكى را در نهان با زهر كشت و ديگرى را آشكارا با شمشير ، و اينچنين هستند خونآشامان روزگار در هر عصر و دورهاى ، يعنى در اتخاذ روش جنايت با يكديگر متفاوت ، ليكن در ذات و سرشت خبيث و پليد خود ، با هم يكسان هستند .
اما انسانيت نيز از معاويه و كردارهاى زشت و ناپسندش بيزارى جسته و خود او نيز بارها به بىانصافى و صفت ستمگريش گواهى داده است . مغيرة بن شعبه مىگويد : « درحاليكه با او تنها بودم به وى گفتم : اكنون سنى از تو گذشته و سالخورده گشتهاى ، پس چه خوب است
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٥٧