تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
همواره گلبانگ قرآن از خانه‌هايشان بلند است * ليكن از خانه‌هاى شما هميشه آهنگ تار و ترانه به گوش مىرسد ما فى منازلهم للخمر معتصر * و لا بيوتهم للشرّ معتصم و لا تبيت لهم خنثى تنادمهم * و لا يرى لهم قرد له حشم الركن و البيت و الأستار منزلهم * و زمزم و الصفا و الحجر و الحرم
« در خانه‌هايشان نه ساقى شراب است و نه پير و شرّى » « براى آنان نه نديمان خواجه هست و نه خدم و حشم و بوزينگان » « جايگاه و منزل آنان كعبه و ركن و پرده‌هاى آويخته‌اش ؛ زمزم و صفا و حجر الاسود و حرمش است » . « عبد المطلب » جدّ على و « حرب بن اميه » جد معاويه در دوره جاهليّت از دست يكديگر به نزد « فضل بن عدى » شكايت كردند . قاضى به نفع عبد المطلب حكم كرد و به جدّ معاويه گفت :
ابوك معاهر و ابوه عفّ * و ذاد الفيل عن بلد الحرام پدر تو فاسق است و پدر او پاكدامن * و او بود كه لشكر فيل را از مسجد الحرام دور ساخت
بىشك هر فرزند و نوه‌اى بهره‌اى از منتسبين و خويشان خود به ارث برده است . جورج جرداق مسيحى در جلد چهارم كتاب « امام على » مىنويسد : « از ميان امويان ، تنها كسى كه بيشترين ويژگيهاى اميه را داشت معاويه پسر ابى سفيان بود و نخستين صفت بارز او اين بود كه بويى از انسانيت و اسلام نبرده بود » ! اما بيگانگى او از اسلام را از زبان خود او مىتوان دريافت . ابو الدرداء مىگويد : او را ديدم كه از پياله طلا و نقره آب مىنوشد ، به او گفتم : « از رسول خدا شنيدم كه فرمود : « نوشندهء از آن دو ، همانا در شكمش آتش جهنم زبانه خواهد كشيد » . معاويه گفت : ولى من اشكالى در اين كار نمىبينم .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 156 | محمد جواد مغنية / اكبر ايرانى قمى