عجيب است كه كسى اخيرا كتاب « السلف الصالح » را مىنويسد و از طرف فرد ديگرى مورد تقديس و تكريم و ستايش قرار مىگيرد بىآنكه آن را بررسى و تحقيق كرده باشد و سپس از آن به عنوان يك شيوه و ديدگاه دفاع و چون وحى منزل ، آن را حرف به حرف نقل مىكند !
يك دانشمند منصف و حقدوست كسى است كه اگر از عقايد فرقهاى سخن مىگويد با استناد به كتابها و منابع مورد وثوق و اطمينان آن فرقه اظهارنظر كند ليكن اگر وى از مخالفين آن فرقه بخصوص مخالفين در عقيده و مذهب ، مطلبى را نقل و بدان استشهاد نمايد درست مانند آن است كه به مجرد طرح دعوا ، قاضى پيش از اقامه بيّنه و دليل محكمهپسند ، حكم عليه فرد مورد اتهام نمايد .
و اتفاقا نويسنده هرگاه افتراء و تهمت و نسبت ناروايى را در لابلاى كتب ملاحظه نمود به ياد داستان معروف « سيبويه » افتاد كه :
« روزى گروهى از بزرگان و سرامدان علم نحو در كوفه گرد وى آمدند و به مناظره با او در زمينه قواعد نحوى نشستند . گفتگو و مباحثه ميان آنها به درازا كشيد و هرچه سيبويه كوشيد نتوانست آنان را قانع سازد . كسى از وى پرسيد : تو با اين توان و تسلط خود ، چرا تاكنون از اقناع آنان عاجز ماندهاى ؟ در پاسخ گفت : من بر پايه و اصول و قواعد نحوى عرب با آنها سخن مىگويم ولى آنان براساس مذهب نحوى مورد قبول خود » يعنى سيبويه مطابق معيارهاى منطقى و اصول مورد پذيرش عرب مناظره مىكرد اما آنها بدون پشتوانه نحوى حرف خود را مىزدند .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٥٣