تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1918

مساهمون:

ص١٩١٨
بيكارى و گرانى دورهء تاريكى براى ملت فرانسه و او پيش آورد . در اين روزگاران سايه شوم استبداد چنان بر سر ملت فرانسه سايه افكنده بود ، و مالياتهاى سنگين چنان آنان را گرفتار كرده بود كه چون لويى كه مسبب اين همه مصائب بود روز اول سپتامبر 1715 پس از هفتاد و دو سال سلطنت درگذشت گروه گروه مردم پايتخت در سر راه سن دنيس چادر افراشته و به آوازخوانى و ميگسارى و پايكوبى پرداختند . ماد نام سرزمين و مردمى بوده كه در قسمت غربى ايران بوده و پارس در جنوب كشور واقع بوده است . نام ماد از پنج قرن پيش از تاريخ مسيح به همين صورت قريب پنجاه بار در كتيبه‌هاى هخامنشى در بهستان بيستون ذكر شده و نخستين بار يونانيان ساكن آسياى صغير يعنى قومى كه سابقا در نواحى ساحلى خليج ازمير كنونى سكونت داشته‌اند و سرزمين آنان كه در كتيبه‌هاى خط ميخى هخامنشيان يون
Yaun
ناميده شده در آن روزگاران جزو كشور ايران بوده نام ماد را به صورت مد به اروپا بردند ، زيرا يونها در تلفظ خود صداى آ
A
را نداشتند و ناچار هنگام بر زبان آوردن اين صدا آن را ا
E
تلفظ مىكردند بدين سبب ماد را مد و پارس را پرس مىگفتند . اين تلفظ نادرست نخست به يونان و سپس به رم انتقال يافت و بعد در تمام اروپا منتشر گرديد . در كتاب كارنامهء اردشير بابكان اين كلمه به تلفظ اصلى دوران هخامنشى آمده ، اما در پهلوى به كلمهء ماه تغيير يافته چنان كه در كتاب ويس رامين آمده است :
به شوهر بود شهر و را يكى شاه * بزرگ و نامور از كشور ماه
*
مدار او را به بوم ماه آباد * سوى مروش گسى كن با دل شاد
*
ترا دارم چو جان خويشتن شاد * زمين ماه را هموار آباد
ماداگاسكار : جزيرهء بزرگى است به وسعت 952000 كيلو متر مربع در ساحل شرقى افريقا كه از موزامبيك به وسيلهء تنگه موزامبيك جدا مىشود . تا سال 1960 از مستعمرات فرانسه بوده و از آن زمان استقلال يافته است . پايتختش شهر تاناناريو و شهرهاى مهمش تاماتاو ، ماژونگا ، و تولئآر است . در مشرق جزيره به سبب مجاورت با مسير بادها و جريانهاى آبى آليزه باران زياد مىبارد و جنگلى است ؛ اما بارندگى مناطق غربى كمتر است . محصولات اين جزيره برنج ، سيب‌زمينى ، نيشكر ، ذرت ، موز ، قهوه و توتون مىباشد . معدن طلا و زغال سنگ نيز زياد دارد . مامون شب شنبه نيمه ربيع الاول سال 170 از كنيزكى بادغيسى به نام مراجل به دنيا آمد ، و وقتى بيست و هشت سال و دو ماه داشت به خلافت نشست . او فاضل . دانش دوست و دانشپرور و حافظ قرآن بود . حافظهء قوى داشت ؛ به فرمانش بسيارى از كتابهاى فلسفى ، طبى و نجوم را از زبانهاى يونانى ، سريانى ، پهلوى و هندى به زبان عربى برگرداندند . او بيشتر اوقات فراغت را به همصحبتى دانشوران مىگذراند ، و در مباحثات علمى آنان شركت مىكرد . چشمان درشت ،
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1918 | ژان شاردن / اقبال يغمايى