و اين گونه كارهاست . آهك در ايران فراوان است ، و كارگران سنگهاى پخته شدهء آهك را بىآنكه احساس سوختگى و تألّم كنند با پا مىكوبند . افزون بر اينها نوعى گل سفيد از معدن استخراج مىكنند ، و براى سفيد كردن ديوار به كار مىبرند . اين گل كه به صورت قطعات كوچك است و بهتر و سفيدتر از گچ است در آب به آسانى حل مىشود . مردمان طبقهء پايين اتاقهاى خانهء خود را با نوعى گل كه بيشتر و ارزانتر است و گل زرد نام دارد رنگآميزى مىكنند .
پيش از آن كه به بحث ديگر بپردازم به نظرم لازم مىنمايد كه اندكى دربارهء خصوصيات زمين ايران سخن بگويم . سطح زمينهاى پارت مانند بيشتر مناطق ايران از قشر سفت و سخت پوشيده شده ، زير آب در عمق سه يا چهار پا قشر ديگرى به ضخامت دو يا سه انگشت كه داراى رگههاى سرخ و سياه است ديده مىشود ، و زيرتر همه قشر شن و خاك رس ، و پايينتر به طبقهء شن نرم مىرسد . از آن پس قشرى از خاك سفت وجود دارد ، و زير آن يك طبقه سنگريزه است ، و اگر كسى چندان زمين را بكند كه از اين طبقات بگذرد ، يعنى دست كم بيست پا پايين رود به آب مىرسد . يعنى عمق چاههاى آب ايران به طور متوسط بيش از بيست يا بيست و پنج پا بيشتر نيست . امّا خاك اصفهان پايتخت ايران رسى و همانند سنگ وزين است ؛ بدين سبب اگر كسى بخواهد در اين شهر در زمينى بكر عمارتى بسازد بدون احداث پى بر روى زمين به ساختن آغاز مىكند . اما براى بنا نهادن عمارت در زمينى كه قبلا مسكون بوده و باير افتاده پى مىكنند و چندان زمين را حفر مىكنند تا به بستر سفت برسد . سپس با خشت به ساختن ديوار آغاز مىنهند و فواصل خشتها را با كاه گل پر مىكنند تا در جاى خود محكم شوند . ديوارها را طبقه به طبقه مىسازند بدين گونه كه چندان فرصت نگه مىدارند تا طبقهء زيرين كاملا خشك شود . از آن پس ساختن طبقهء رو را آغاز مىكنند ، و رسم بر همين است چندان كه بلندى ديوار بالاتر مىرسد از ضخامتش مىكاهند ، و سر ديوار را آجر سرخ مىنشانند تا باران ديوار را خيس و خراب نكند ، يا با خشت خام به صورت پشت ماهى مىپوشانند تا دانههاى باران پس از فرو افتادن بلغزد و بريزد .
ايرانيان پى ديوارها را عموما عريض مىگيرند و اگر بخواهند ديوار بلندى برآورند به نسبت از پهناى آن مىكاهند . اما به هر روى عرض ديوارها را زياد مىگيرند . براى استحكام هرچه بيشتر ديوار پى آن را از سطح زمين به قدر يك پا با آجر قرمز بالا
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 872
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٧٢