ايشان كه مجاز به ديدن آنان مىباشند بيش از بينى رويشان را نبينند . اما دختران با اين حجاب فقط تا نزديك دهان صورت خويش را نهان مىدارند تا كسانى كه آنان را مىبينند شاهد و ناظر زيباييشان باشند ، و وصف قشنگى و تازهروييشان را براى ديگران بگويند .
بارى چنين مىنمايد كه روگرفتن و حجاب زنان سابقهاى بسيار كهن دارد ، اما به تحقيق نمىتوان گفت انگيزهء حجاب زن پاسدارى عفاف و آزرم ، يا نشانگر غرور و خويشتندارى و خودپسندى ، و يا بيم زنان از رشك مىباشد .
زنان و مردان ايران دستكش به دست نمىكنند . بهتر و روشنتر بگويم اصولا مردمان مشرقزمين از فايدهء دستكش بىخبرند . آرايش موى زنان بسيار ساده است .
آنان موهاى خود را به چند دسته و هر دسته را به چند رشته تقسيم مىكنند . رشتههاى هر دسته را به هم مىبافند و همه را به پشت سرشان رها مىكنند . موهاى هر زن كه انبوهتر و پرپشتتر و درازتر باشد زيباتر و دلاويزتر مىنمايد ؛ و همه آرزو مىكنند گيسوانشان آنقدر بلند شود كه تا مچ پايشان برسد . بعضى از زنان كه موهاى سرشان بلند نيست رشتههايى از ابريشم به دنبال گيسوان خويش مىآويزند تا بلندتر بنمايد .
زنان دارا به دنبال دستههاى بافته شدهء موهاى خود خوشهاى از مرواريد يا سنگهاى گرانبها ، يا زيورآلات زرين يا سيمين مىآويزند .
سر زنان را نوارى سه گوش و هلال مانند آرايش مىبخشد . نوار ديگرى كه پهناى بيشتر دارد و قسمتى از بالاى پيشانى را فراگرفته بدان مربوط است . نوار موصوف از پارچهاى نازك و ظريف و سنگين بهاست ، و آن را كه پيشانىبند مىتوان ناميد با قلابدوزى يا جواهر زينت مىدهند . اين تزيينات به نسبت دارايى و تموّل و تمكّن افراد كم يا زياد مىشود به نظر من اين زيورها باقيماندهء آثار نيمتاجى است كه شهبانوهاى ايران در زمان باستان بر سر مىنهادهاند . سربند را تنها زنان شوهردار به نشان اين كه زير فرمان شوهران خود مىباشند به سر مىبندند ، و زنان بىشوهر به جاى اين نيمتاجها كلاه كوچكى بر سر مىنهند .
گفتنى است كه دختران در خانه بىحجابند و به نشان دوشيزگى و زينت دو دسته از موهاى بافته شدهء خود را به صورتى زيبا روى گونههاى خود به نمايش درمىآورند .
كلاه دختران دولتمند با رشتهاى از مرواريد تزيين يافته است . دخترانى كه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 807
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٠٧