مىپيچند . روحانيان روى كتان درشت و خشن ، پارچهء بسيار نازكى مىپيچند ، پارچهء دستار به قطعه پارچهء گلدار و پرقيمتترى به عرض شش يا هفت شست منتهى مىشود كه به هنگام بستن دستار آن را مانند جيقهاى از داخلش درمىآورند ؛ و مىتوانيد شكل آن را در تصويرى كه آوردهام بنگريد .
با اين كه دستار موصوف به تنهايى سنگين است گاهى شبكلاه يا عرقچينى از پارچهء كتان مضرّس يا ماهوت زير آن روى سر مىگذارند . بايد باور داشت كه شرايط اقليمى ايران اقتضا دارد كه سر ساكنان آن بدينصورت پوشيده بماند ، و اين نكته حقيقتى است مسلم كه هيچ رسم و مقررات زندگى بدون ضرورت ، مستمر و بردوام نمىماند ؛ و بايد پذيرفت مردم به چيزى كه خاستگاهش هوس و تفنّن باشد خوپذير نمىشوند ، و بدان انس و الفت نمىگيرند . به سخن ديگر مقتضيات اقليمى مبتكر و طراح اطوار و عادات و خصوصيات اخلاقى اقوام مختلف است .
مردم ايران بر اين اعتقادند كه بايد سينه و شكم خود را بيشتر از پشت گرم نگهدارند ، و هنديان بر خلاف مىگويند براى حفظ تندرستى بايد كوشيد كه پشت و پشت گردن گرم بماند .
ايرانيان لباس خود را از كتان يا پارچههاى ابريشمين درست مىكنند .
پيراهن و شلوارشان غالبا از ابريشم است . كليچه و قباشان آسترى ضخيم و روشن دارد ، و ميان آستر و رويه را قشرى از پنبه مىآگنند تا قبا گرمتر باشد .
در سراسر مشرق زمين مخصوصا در ايران لباس سياه نمىپوشند ، و آن را نحس و شوم و بديمن مىشمارند ، و اصولا رنگ سياه را از آن شيطان مىدانند . مردم در هر سنّ و سال كه باشند با پارچههايى كه رنگشان پسند و دلخواهشان باشد لباس درست مىكنند ، و به هنگام گردش و حضور در ميدانها و امكنهء عمومى بيشتر به كسانى مىنگرند كه لباسهاى پرزر و زيور و خوشرنگ و نگار برتن كردهاند .
مردان ايران ريش خود را نمىتراشند و از زير ذقن تمام صورتشان پوشيده از ريش است اما چندان بلند نيست كه پوست صورتشان را بپوشاند . روحانيان ريش خود را تا زير ذقن بلند نگه مىدارند . سواركاران پير و مردان سپاهى ريش ندارند ، و به جاى آن داراى سبيل انبوه و پرپشت مىباشند كه گاه به صورت قلابى تا بناگوششان مىرسد . شاه عباس كبير سبيل را مايهء زينت صورت ، و ابّهت و شكوه مرد مىشمرد ، و هنگام پرداختن حقوق افراد سپاهى خود كوتاهى و بلندى سبيل آنان را در نظر
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 804
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٠٤