فصل سيزدهم پوشاك و اثاثهء ايرانيان
مردمان مشرق زمين در لباس پوشيدن هرگز از مد پيروى نمىكنند ، و بسيار سال مىگذرد كه كمترين تغيير در طرز پوشاك خود ندادهاند ؛ و اگر اين گفته راست باشد كه يكسان ماندن و عدم تغيير و تبديل پوشاك در جامعهاى نشانگر حزم و احتياط آن اجتماع است ايرانيان بتحقيق محتاطترين و استواركارترين و دورانديشترين افراد جوامع بشرى مىباشند . زيرا هرگز در بند آن نيستند كه رنگ يا نوع پارچه يا دوخت پوشاك خود را تغيير دهند . من بارها لباسهايى را كه از زمان تيموريان در خزانهء پادشاه نگهدارى شده ، ديدهام ، به نظر تحقيق در آنها نگريستهام ، و دريافتهام كه از آن روزگاران تا زمان حاضر تغيير قابل توجّهى در آنها پديد نيامده است ، و برش و دوخت آنها همانسان بوده كه اكنون معمول است ، و اگر خوانندگان اين سطور به عكسى كه تصوير پوشاكهاى زنان و مردان در آن نمايانده شده به دقت بنگرند حقيقت و واقعيت اين مطلب را درمىيابند .
مردان ايران هرگز شلوارهايى كه از كمر تا پنجهء پاى آنها را بپوشاند و شبيه چاقچور زنان باشد به پا نمىكنند . شلوارشان عبارت از پوشش آستردارى است كه تا قوزك پايشان مىرسد . جلو شلوارشان نيز بازنيست ، و به هنگام احتياج بايد گرهبندى را كه به ليفهء شلوار خود كشيدهاند بازكنند . براى قضاى حاجت همانند زنان شلوار خود را پايين بكشند ، بنشينند و پس از خاتمه يافتن كار دگربار شلوار خود را بالا بكشند و بندش را ببندند .
پيراهن مردان بلند است ، و به جاى اين كه دامن آن را در شلوارشان بگذارند بيرون آن رها مىكنند ، چنان كه تا روى زانوانشان را مىپوشاند . طرف راست