25 . غانم ( ابو سعيد هندى )
ابن بابويه ، از پدرش ، از سعد بن عبد اللّه ، از علّان كلينى ، از على بن قيس ، از غانم ابو سعيد هندى نقل كرده است . علان كلينى مىگويد :
و نيز جماعتى از قول محمّد بن محمد اشعرى از غانم به من خبر دادند كه گويد : من با پادشاه هند در ايالات كشمير بودم به همراه عدهاى ديگر كه تعدادمان به چهل نفر مىرسيد و اطراف تخت پادشاه مىنشستيم و توراة و انجيل و زبور را مىخوانديم و پادشاه در مسائل علمى به ما مراجعه مىكرد .
روزى سخن از حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - به ميان آمد و گفتيم : ما او را در كتابهاى خود مىيابيم ، همگى بر اين مطلب اتّفاق كرده و نظر دادند كه من به جستجو بپردازم و در طلب او بيرون آيم . از وطن خود بيرون آمده و با خود مالى داشتم . در بين راه ، تركها سر راه ، بر من گرفته و هرچه داشتم گرفتند .
من به كابل و از آنجا به بلخ رفتم . امير بلخ ابن ابى شور بود ، نزد او رفته و انگيزه خود از مسافرت را به او گفتم . وى دانشمندان و فقهاء را براى مناظره با من جمع كرده و من از آنها دربارهء حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پرسيدم .
گفتند : او پيامبر ما محمّد بن عبد اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - است و از دنيا رفته است .
گفتم : نسبش را بگوئيد ؟
او را به قريش نسبت دادند .
گفتم : اين مهمّ نيست ، جانشين او كيست ؟