تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
تا به پدرش حضرت عسكرى - عليه السّلام - رسيد و توقّف كرد . حضرت عسكرى - عليه السّلام - فرمود : عمّه جان ! او را نزد مادرش ببر تا بر او سلام كند و بعد نزد من بياور . او را نزد مادرش برده ، به او سلام كرد و برگرداندم و در حضور حضرت گذاردم . حضرت فرمود : روز هفتم نزد ما بيا . حكيمه گويد : فرداى آن روز براى عرض سلام نزد حضرت عسكرى - عليه السّلام - رفتم . پرده را به يك سو زدم تا از حالات آقايم باخبر شوم ، حضرتش را نديدم . عرض كردم : قربانت گردم ! آقاى من چه شد ؟ فرمود : او را به همان كسى سپرديم كه مادر موسى كودكش را به او سپرد . حكيمه گويد : روز هفتم خدمت حضرت رفته و سلام كردم و نشستم . فرمود : كودكم را نزد من بياوريد . او را در پارچه‌اى پيچيده نزد حضرت بردم . همان كارهاى روز اول را با او انجام داد و بعد زبانش را در دهان او گذارد ، گويا دارد به او شير يا عسل مىدهد و سپس فرمود : فرزندم سخن بگو ! حضرت فرمود : « أشهد أن لا إله إلّا اللّه » . و به دنبال آن بر حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - و بر امير المؤمنين - عليه السّلام - و ائمّه طاهرين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - درود فرستاد تا به پدرش حضرت عسكرى - عليه السّلام - رسيد و توقّف كرد و اين آيه را تلاوت فرمود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ . »
« 1 »
هامش
( 1 ) - سوره قصص / 5 و 6 : و اراده كرديم كه بر كسانى كه در روى زمين ضعيف نگه داشته شده‌اند -