گلايه حضرت تعجّب مىكند و مىگويد : اى مولاى من ! كسى تاكنون مرا به سوى شما راهنمائى نكرده است .
حضرت سرى تكان داده و در حالى كه بر روى زمين با انگشت مبارك خود خط مىكشيد و جمله او را چندين بار تكرار كرده مىفرمايد : آرى كسى نبود تو را راهنمائى كند ؟ ! نه ، اين چنين نيست . كسى بود كه تو را راهنمائى كند و لكن شما دنبال ثروتاندوزى ، سرگردان ديدن و به حيرتانداختن بيچارگان شيعه و قطع رحم بوديد و به فكر بيچارگان و مستمندان نبوده و صله رحم را انجام نداديد :
« و لكنّكم تكثّرتم الأموال و تحيّرتم على ضعفاء الشّيعة و قطعتم الأرحام . »
در اين فراز حضرت سر عدم توفيق ديدار را بيان فرموده و سه چيز را عامل مهم اين عدم ديدار دانسته است :
1 - پرداختن به جمعآورى مال و ثروتاندازى :
همان بلاى نكبتبارى كه هزاران انسان پاك و كوشا و پرتلاش در راه جلب رضايت حضرت بقية اللّه را ، از راه بازداشته و در گرداب هولناك پول و تجملطلبى و افزونخواهى و رقابتهاى پست مادى و بدتر از همه چشم و همچشمى با ديگران انداخته ، و همه سوز و آهها ، گريهها و نالهها و اشكها و دعاى ندبه و دعاى عهد خواندنها را تحتالشّعاع قرار داده ، و به دنبالش بسيارى از رعايت حلال و حرامها را دچار توجيه كرده ، و روح لاابالىگرى نسبت به هرگونه درآمدى از هرراهى و از هركسى در آنها ايجاد شده و بالنتيجه سلب توفيق از هرگونه كار خيرى ، و احساس و عاطفهاى نسبت به آنچه كه بايد احساسى داشته باشد .
2 - بىتفاوتى در مقابل بيچارگان و ضعفاء :
همين كه انسان از دردمندى ديگران احساس دردى نكند . از بيچارگى شيعيان مرتضى على - عليه السّلام - و فقر و مسكنت و
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: افتخار زاده
ص٢٠