از آن بزرگوار را نيز مىشنويم .
شايان تذكّر است كه اطلاع ما نسبت به اين خصوصيات از زندگى امام دوازدهم كمتر از آگاهى و شناخت ما نسبت به ديگر امامان نيست . بلكه در مواردى مىتوان گفت كه ذكر اين ويژگىها در زندگى حضرت با دقّت و تفصيل بيشترى نقل شده ، و لذا آگاهى ما از زندگى شخصى آن حضرت نسبت به بعضى از امامان ديگر بيشتر مىشود . همانطور كه كميت و كيفيّت روايات وارده از حضرت رسول و ائمّه اطهار - عليهم السّلام - چه در كتب شيعه و چه در مجموعههاى حديثى اهل سنت دربارهء امام دوازدهم و شخص حضرت حجة بن الحسن العسكرى - عليه السّلام - بيش از ديگر امامان مىباشد . و به همان درجه در اثبات وجود و حقانيّت امامت آن حضرت مدارك بيشترى به ما ارائه مىدهد ، و شك و ترديد را بر طرف مىسازد .
اين رساله كه نويسنده محترمش آن را « تبصرة الولى فى من رأى القائم المهدى » نام گذاشته ، در آخر كتاب نفيس و ارجمند « غاية المرام في حجة الخصام » و به عنوان تكملهاى بر مباحث امامت ، و مطالب مربوط به امام دوازدهم آمده است . چنان كه قبل از اين نيز رساله مستقلى دربارهء آيات قرآنيه كه دربارهء آن حضرت نازل شده و تأويل و تفسيرش وجود مقدّس آن بزرگوار است ، نوشته است كه متن عربى آن مستقلا به نام « المحجّة فيما نزل فى القائم الحجّة » چاپ شده است .
آشنائى با نويسنده كتاب
نويسنده كتاب دانشمند بزرگ شيعه علامه سيد هاشم فرزند سيد سليمان بن سيد اسماعيل بن سيد عبد الجواد بن على بن سليمان بن ناصر موسوى كتكتانى توبلى بحرانى معروف به علامه بحرانى است .