38 . على بن ابراهيم بن مهزيار
ابن بابويه ، از ابو الحسن على بن احمد بن موسى بن احمد بن ابراهيم بن محمّد بن عبد اللّه بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب - عليهم السّلام - روايت كرده است كه :
در كتاب پدرم ديدم كه از محمّد بن احمد طوّال ، از پدرش ، از حسن بن على طبرى ، از ابو جعفر بن محمّد بن على بن ابراهيم بن مهزيار نقل كرده كه گويد : شنيدم از پدرم كه مىگفت : شنيدم از جدّم على بن ابراهيم بن مهزيار كه مىگفت :
خواب بودم ، در ضمن خواب ديدم كه كسى به من گفت : امسال به حج برو كه صاحب الزمان - عليه السّلام - را خواهى ديد .
على بن مهزيار گويد : از خواب بيدار شدم در حالى كه شاد و خوشحال بودم . شروع كردم به نماز خواندن تا طلوع فجر و پيدايش سپيده صبح . از نماز كه فارغ شدم از منزل به جستجوى كاروانهاى حج بيرون آمدم . همراهانى پيدا كرده و با اولين كاروان به سمت كوفه به راه افتادم .
چون به كوفه رسيدم از مركوب پياده شده ، اثاثيه خود را به برادران امين خود سپرده ، به تحقيق و جستجو از فرزندان حضرت عسكرى - عليه السّلام - پرداختم . ولى هيچ نشانه و اثرى از آنان نديدم . و لذا با اولين كاروان به سوى مدينه حركت كردم . بعد از رسيدن به آن شهر نتوانستم خود را نگه دارم بلافاصله اسباب و اثاثيهام را به برادران امين خود سپرده ، به جستجو و تحقيق پرداختم . ولى هيچ خبر و اثرى نديده و نشنيدم ، و پيوسته در همين حال بسر بردم تا اينكه مردم و مسافرين به سوى مكه به راه افتادند و من هم به همراه آنان