تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
گفت : اى پسر مهزيار خوشا به حالت ، ديدگانت روشن باد ، آرزوى هر آرزومندى در همين‌جا است . سپس گفت : با من بيا . من هم با او رفتم تا بدامنه آن تل رسيديم . آنگاه گفت : پياده شو ، كه در اينجا هردشوارى آسان مىشود . او خود پياده شد و من هم پياده شدم . گفت : افسار شتر را رها كن . گفتم : به چه كسى او را بسپارم ، در اينجا كسى نيست ؟ گفت : اينجا حرمى است كه جز ولى خدا از آن داخل و خارج نمىشود . من زمام ناقه را رها كرده ، او حركت مىكرد و من هم به دنبال او در حركت بودم . نزديك خيمه كه رسيد جلوتر از من به داخل خيمه رفت و به من گفت : همينجا بايست تا براى تو اذن دخول بگيرم . چيزى نگذشت بيرون آمده و مىگفت : خوشا به حالت خواسته‌ات برآورده شد . هنگامى كه به حضور حضرت مشرّف شدم ، ديدم روى تشك پوست سرخ ، كه روى نمدى پهن كرده‌اند نشسته و به بالشى از پوست تكيه داده است ، من سلام كردم و حضرت جواب داد . نظرى به سويش افكندم ديدم صورتش هم‌چون پارهء ماه ، نه چاق بود و نه لاغر ، و نه زياد بلند و نه بسيار كوتاه ، قامتى معتدل و رسا داشت ، پيشانيش باز ، ابرويش بلند ، چشمانش سياه ، بينيش كشيده ، و ميان برآمده ، صورتش صاف ، و بر گونه راستش خالى بود . وقتى او را ديدم عقلم در وصف و توصيف او سرگردان شد . فرمود : اى پسر مهزيار ! برادرانت را در عراق ، در چه حالى گذاشتى ؟ ! عرض كردم : در شرائط سخت زندگى ، شمشيرهاى بنى عباس « 1 » پياپى بر سر آنها فرود مىآيد .
هامش
( 1 ) - در متن حديث از آنها به بنى شيصبان تعبير شده بود . مرحوم مجلسى - اعلى اللّه مقامه - شيصبان را يكى از اسامى شيطان مىداند و مىگويد مقصود بنى عباس است . و ما اين تفسير را در متن ترجمه آورديم .
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 129 | افتخار زاده / السيد هاشم البحراني