آورد .
فرمود : سؤالاتى كه مىخواستى بپرسى چه شد ؟
عرض كردم : آن سؤالات سر جايش هست .
فرمود : از نور چشمم - و اشاره به آن كودك فرمود - هرچه مىخواهى سؤال كن .
من روى به آن حضرت كرده و عرض كردم : اى آقاى ما و اى پسر آقاى ما ! به ما خبر رسيده است كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - طلاق همسران خود را به دست حضرت امير المؤمنين - عليه السّلام - سپرده است تا آنجا كه آن حضرت در روز جنگ جمل پيغام به عايشه فرستاد كه : تو با اين فتنه و آشوب خود ، بر اسلام و اهل آن تاختى و فرزندان خود را با نادانيت در معرض نابودى قرار دادى ، اگر دست از اين كار برداشتى كه بسيار خوب ، و الّا تو را طلاق مىدهم . با اينكه با وفات حضرت رسول همه همسران آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - طلاق داده شده بودند .
حضرت فرمود : طلاق چيست ؟
عرض كردم : بازكردن راه .
فرمود : اگر رحلت حضرت رسول راه آنها را باز كرده بود پس چرا براى آنها ازدواج كردن بعد از رحلت هم حرام است ؟
گفتم : براى اينكه خداوند تبارك و تعالى ازدواج را بر آنها حرام فرموده است .
فرمود : چگونه خداوند حرام كرده است با اينكه مردن ، راه آنها را باز كرده و مانع از سر راه آنها برداشته شده است ؟
عرض كردم : اى مولاى من ! پس معناى طلاقى كه حضرت رسول ، حكم و اختيار آن را به حضرت على - عليه السّلام - تفويض فرموده بود چيست ؟
فرمود : همانا خداوند تبارك و تعالى مقام و ارزش زنان حضرت رسول را بالا برده و با لقب « مادر مؤمنين » آنان را مفتخر فرموده و حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به حضرت على - عليه السّلام - فرمود : اين شرافت و افتخار براى آنان تا وقتى است كه بر اطاعت خدا باقى بمانند و هريك از
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: افتخار زاده
ص١١٧