كه اين اسم وضع تعييني نداشته است ، پس به حسب وضع تعينى اين اسم
براي آن كتاب پديد آمده است ، وبا تأمل در وضع مردم آن زمان
واهالى محيط مصنف اين مطلب مسلم مىشود .
بيان آن اينكه مردم آن زمان علاقة مفرطى به دين ومذهب خود
داشتند ، چنان كه وظيفة ديني ومذهبي هر فرد همان است ، ونظر
به رقايت سنى وشيعي با همديگر اين علاقة بيشتر ظهور بلكه تظاهر
پيدا مىكرده ، پس چون كتاب " بعض فضائح الروافض " تأليف
ومنتشر شده است در واقع به مثابه يك نوع تعدى وتخطى فاحش به حريم
ناموس مذهب شيعه تلقى شده است ، وچون كتاب " نقض " تصنيف
ومنتشر شده است بطور حقيقت سوز دل شيعيان بر طرف شده ، وبا كمال
ميل آن را مىخوانده ونشر مىكرده ، وبا شوق وشعف زياد نسخه آن
را دست بدست مىگردانيده ، واز محله به محله ديگر واز ديهى بديهي
ديگر بلكه از شهري به شهر ديگر هديه وتحفه مىفرستاده اند ، پس
ظرفاء جماعت شيعه به منظور معارضه به مثل از عمل مؤلف " بعض فضائح
الروافض " آن را " بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح
الروافض " ناميده اند واين اطلاق در زبانها دائر شده ، ودر ميان مردم
معروف گرديده است ، ودر اين تسميه غايت مهارت را به كار برده اند ،
زيرا از آن سه مطلب زيرين مستفاد مىشود .
الف - اينكه در اين كتاب پاره اى از مطاعن ناصبيان مندرج است .
ب - اين كه اين كتاب در جواب كتابي نوشته شده است پس
مصنف آن امر خلاف أدب وخارج از صواب را مرتكب نشده است ،
بلكه طبق مثل وحديث معروف " ردوا الحجر من حيث اتى " چنان كه
به فارسي نيز گويند :
" كلوخ انداز را پاداش سنگ است " از حريم خود دفاع كرده
است ، لكن نگارنده أصل كه ابتدأ به ذكر فضائح رافضيان به گمان خود
كرده مطابق مثل معروف " والبادى اظلم " مرتكب عمل زشت گرديده
است .
فهرست منتجب الدين — صفحة 258
مساهمون: منتجب الدين بن بابويه
ص٢٥٨