تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست منتجب الدين — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
الاخوان " ميرزا عبد الله أفندي در " رياض العلماء " وسيد محمد باقر خوانسارى در " روضات الجنات " ( إلى غير هؤلاء ) در ترجمه حال اين عالم آن را مستند خود قرار داده اند ، وأحيانا اگر مطلبي هم از خارج بدست آورده باشند آن را بعد از نقل اين ترجمه حال ذكر مىكنند ، وچون اهميت اين ترجمه معلوم شد وزمينه شروع مطلب فرآهم گرديد به چند امر مهم در اين مورد اشاره مىكنيم . 1 - اينكه منتجب الدين را به لفظ " الواعظ " موصوف داشته است براي آن است كه اين عالم از وعاظ بسيار معروف زمان خود بوده است واين مطلب از ملاحظه دو مورد از كتاب " نقض " به خوبى ثابت مىشود در جائى گفته است ( صفحه 102 ) مرا در شهور سنة خمسين وخمسمائة به روز آدينه بعد از نماز به مدرسه بزرگ خود نوبت مجلس بود ، ودر آن به مذهب اباحتيان طعن مىرفت . ودر جاى ديگر ( صفحه 488 ) گفته : روزى كه مرا به سراى سيد فخر الدين رحمه الله نوبت مجلس بود ( تا آنكه گفته ) ما مجلس به آخر آورديم . از اين نقطه نظر است كه در پشت جلد بعضي نسخ كتاب " نقض " كه به تصريح أفندي در " رياض العلماء " بسيار قديم بوده ، بلكه بعد از تأمل در سبك عبارت پشت جلد مذكور به ظن قوى بر مىآيد كه آن نسخه در زمان حيات مؤلف كتابت شده بوده است ، أو را به وصف " ملك الوعاظ " وصف كرده اند ( وكلام أفندي عن قريب نقل خواهد شد ) ودر ترجمه حالي كه از رافعى نقل خواهد شد نيز تصريح به اين شده است كه اين عالم به صفت وعظ متصف بوده است . ليكن ناگفته نماند كه وعظ وتذكير در آن زمان يكى از وظائف مهمه علماى بزرگ ودانشمندان نامى ومعروف به علم وفضل وزهد وتقوى بوده است ، چنان كه از ملاحظه تراجم علماى آن زمان به خوبى بدست مىآيد مثلا عالم معروف أبو الفتوح اسفرائينى ، ومجد الدين