الاخوان " ميرزا عبد الله أفندي در " رياض العلماء " وسيد محمد
باقر خوانسارى در " روضات الجنات " ( إلى غير هؤلاء ) در ترجمه
حال اين عالم آن را مستند خود قرار داده اند ، وأحيانا اگر مطلبي هم
از خارج بدست آورده باشند آن را بعد از نقل اين ترجمه حال ذكر
مىكنند ، وچون اهميت اين ترجمه معلوم شد وزمينه شروع مطلب
فرآهم گرديد به چند امر مهم در اين مورد اشاره مىكنيم .
1 - اينكه منتجب الدين را به لفظ " الواعظ " موصوف داشته است
براي آن است كه اين عالم از وعاظ بسيار معروف زمان خود بوده
است واين مطلب از ملاحظه دو مورد از كتاب " نقض " به خوبى ثابت
مىشود در جائى گفته است ( صفحه 102 )
مرا در شهور سنة خمسين وخمسمائة به روز آدينه بعد از نماز
به مدرسه بزرگ خود نوبت مجلس بود ، ودر آن به مذهب اباحتيان طعن
مىرفت .
ودر جاى ديگر ( صفحه 488 ) گفته :
روزى كه مرا به سراى سيد فخر الدين رحمه الله نوبت مجلس بود
( تا آنكه گفته ) ما مجلس به آخر آورديم .
از اين نقطه نظر است كه در پشت جلد بعضي نسخ كتاب " نقض "
كه به تصريح أفندي در " رياض العلماء " بسيار قديم بوده ، بلكه بعد از
تأمل در سبك عبارت پشت جلد مذكور به ظن قوى بر مىآيد كه آن
نسخه در زمان حيات مؤلف كتابت شده بوده است ، أو را به وصف
" ملك الوعاظ " وصف كرده اند ( وكلام أفندي عن قريب نقل خواهد
شد ) ودر ترجمه حالي كه از رافعى نقل خواهد شد نيز تصريح به اين
شده است كه اين عالم به صفت وعظ متصف بوده است .
ليكن ناگفته نماند كه وعظ وتذكير در آن زمان يكى از وظائف
مهمه علماى بزرگ ودانشمندان نامى ومعروف به علم وفضل وزهد
وتقوى بوده است ، چنان كه از ملاحظه تراجم علماى آن زمان به خوبى
بدست مىآيد مثلا عالم معروف أبو الفتوح اسفرائينى ، ومجد الدين
فهرست منتجب الدين — صفحة 256
مساهمون: منتجب الدين بن بابويه
ص٢٥٦