تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
لحن اعتراض نيست و براى خودش هيچ درخواستى ندارد . ما از او دروغ و خيانتى نديديم و هيچگاه سخنى بر زبان نمىآورد كه مجبور شود براى آن عذرخواهى كند » . سپس اولين دست‌نوشتهء مأمون اين بود كه سىهزار درهم براى غسّان بن عبّاد اختصاص دهيد . در حالىكه غسان چنين انتظارى نداشت .

32 . پرسش منصور از آنچه مردم در مورد عيوب او مىگفتند

زبير از مبارك طبرى برايم روايت كرد كه از ابا عبد الله ( مهدى عباسى ) شنيدم مىگفت : ابو جعفر ( منصور ) روزى به ابن خزيم ، كه انيس و همدم او بود گفت : من به توجّه ، حافظه ، امانت‌دارى و صدق نيّت و صداقت تو ايمان دارم و همهء اين صفات در هر عاقل و ناصحى جمع نمىشود . به من بگو چرا مردم كار مرا نمىپسندند و عيب‌جويى مىكنند و از اخلاق من اكراه دارند ؟ گفتم : اى امير المؤمنين مردم سيرت و اخلاق شما را زشت نمىپندارند ؛ مگر نه اين است كه آنان شايستهء نصيحت كردن تو و عامل بقاى تواند ، دخالت مستقيم تو در ادارهء امور ، آنان را به خشم آورده است . در اين مورد بينديش كه اگر بتوانى كارهاى جزئى و كوچك را به كسى جز خودت بسپارى و از انجام آن بىنياز شوى و از جسم خود در نعمت‌هايى كه خداوند ارزانيت داشته است استفاده كنى . اگر تو فقط ادارهء كارهاى بزرگ را برعهده بگيرى و كارهاى كوچك و ابتدايى را به نزديكانت بسپارى ، تمامى كارها مرتّب و منظم و متوازن مىشود . بعد به او گفتم : « موسى عليه السّلام از كمى تعداد يارانش به خدا شكايت كرد . خداوند به او وحى كرد كه هفتاد ويژگى آنها را بنويس و جاى اسامى آنان را خالى بگذار ؛ زيرا خداوند آنان را مىشناسد و نامشان را در آنجا قيد مىكند . » منصور گفت : او موسى بود كه خداوند از طريق او آنان را راهنمايى و ارشاد مىكرد و از ميان آنان بر او وحى نازل مىكرد و اخبار آسمان را فقط ملك مقرّب و پيامبر مرسل مىدانند ؛ اما من چگونه مطلع شوم ، همان‌گونه كه خودت به بدخواهى و خبث نيت آنان آگاهى دارى ؟ به او گفتم : امير المؤمنين ، تو از ربيع و عبد الملك چه خبر دارى ؟ به خدا