تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
دهد ، نبود ، آب اين منطقه قطع مىشد و چشمه‌هايش خشك و ساختمانهايش ويران مىگرديد . نبودن افرادى مانند او ظلم و ستمى در حق ما بود ؛ زيرا خبيث‌ترين خلق خدا آنجا و مزارع اطرافش را كرايه كرده بودند . اگر برايشان امكان داشت ، محصول را درو مىكردند و باقيماندهء آن را نيز برداشت مىكردند و چيزى از آن را به ما نمىدادند . پدرم مىگفت : هركس به تو گويد درآمد زمينهاى كشاورزى براى صاحبان آن زمين‌هاست ، به او بگو اى دروغگوى بىمادر ، درآمد ضياع به سه قسمت تقسيم مىشود ؛ يك سوم پادشاه ، يك سوم براى وكيل ، و يك سوم براى كسانى كه روى زمين كار مىكنند . سهم صاحب زمين از درآمد باقيماندهء آن است ، مانند باقيماندهء آب در ظرف . كشاورزان براى او شير مىدوشند ، ذبح مىكنند ، نان مىپزند و مىنوشانند . نبيذ ( آب انگور ) آنها جز آب گل‌آلود سياه و آب اكشوت « 1 » نيست كه خداوند نوشيدن آن را تلخ گردانده است . بعد از آن وقت وزن‌كشى محصول مىرسد . پس ميان محاسبان كه خداوند لباس رسوايى و فرومايگى بر تن آنان كند ، با اندازه‌گيران ، كه خداوند آنان را با حكم ويل در قرآن خطاب كرده است :
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
« 2 » [ واى بر كم‌فروشان ] هيچ كدام در مورد آنچه مىكنند نسبت به يكديگر باكى ندارند . شنيدم امير المؤمنين از همهء قاضيان مىپرسيد : آيا تاكنون پيمانه‌هاى اندازه‌گيرى را تغيير داده‌ايد ؟ همه پاسخ مىدادند : خير . پدرم مىگفت : پس اگر از شير تازه و نان پاكيزه از دستميان « 3 » به آنان ( محاسبان ) خورانيد و درهم‌هايى به آنان بخشيد ، نياز محاسبان را بر طرف مىسازد و آنان را مطيع خود مىيابيد . ( اگر چنين باشد ) در آن روز واى بر بارگاه پادشاه ، كه باقيماندهء غربال غلات را از كاه و دانه‌هاى سياه جدا كرده و به سوى او فرستند . سپس پدرم گفت : اى قوم ، چرا در گفتن اين مسئله درنگ كرديد ؟ اين مسئله را آن‌قدر طول داديد تا آن را فراموش كنم ؛ اما تا حل نشود ، من همچنان بر روى يك پاى خود مىايستم . آنان گفتند : به دليل بىتوجهى وكيليت بود كه در خزانه‌ات شكر يافت نمىشود . پدرم گفت : بسيار خوب ، به خدا سوگند ، تا هنگامى كه
هامش
( 1 ) . گياهى كه بدون برگ و ساق باشد . ( 2 ) . مطففين / 1 . ( 3 ) . دستميان : دهكده‌اى بزرگ بين واسط ، بصره و نزديك اهواز است .
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 50 | زبير بن بكار / اصغر قائدان