[ سرزمينى چون چراگاه شتران خشك شد كه گرگها از آن با زوزههاى خود مىگذرند ] .
عواء بن ضمضم مهرى سرود :
و قفت على رسم لأسماء دارس * أسائله و ليس فى الدار مأنس
تحمّل منها ساكنوها فأصبحت * كجوف الحمار ليس فيها معرس
و قد كان جوف العير للعين منظرا * أنيقا و فيه للمجاور منفس
[ در كنار آثار ويران خاندان اسماء ايستادم تا از آن سؤال كنم ولى كسى در آن سرزمين نبود . ساكنانش از آنجا كوچ كرده بودند و آنجا چون چراگاه خرها شده بود كه كسى شب در آن فرود نمىآمد . اما آن چراگاه شتران در گذشته چشمنواز و شگفتانگيز بود و ساكنان اطراف آن در آسايش بودند ] .
قفارة بن سياك كندى نيز در عصر جاهليت چنين سرود : « 1 »
مررت بجوف العير و هى حثيثة * و قد خلّقت بالأمس محل القراضم
تخاف من المصلّى عدوّا مكاشحا * و دون بنى المصلّى هذيل بن ظالم
و مالى بجوف العير من متلدّد * مسيرة يوم للمطىّ الرواسم
[ ديشب از چراگاه شتران با سرعت زياد گذشتم در حالىكه پيش از اين ، محل سكونت بنى قراضم بود . و ساكنانش از دشمنى كينهجو مىترسيدند در حالىكه قبل از بنى مصلّى ، هذيل بن ظالم در آنجا ساكن بود . اموال به ارث رسيدهء من در آن منطقه قرار دارد و فاصلهاش به اندازهء يك روز راه رفتن شتران تندرو است ] . « 2 »
عياض بن عدى ، مردى از خاندان حاء و حكم از يمن بود . گفته مىشد حاء و حكم دو خاندان از عرب ، كه جانشين حكم بن سعد العشيرة بودند ، در منطقهاى به نام البوباة « 3 » زندگى مىكردند . آنان در اين منطقه ستم كردند تا اينكه آنجا آتش گرفت . عياض چنين سرود :
هامش
( 1 ) . معجم البلدان 2 / 158 از قول ابن كلبى كه براى سوارى به نام مسيان الكندى در جاهليت سروده بود . در المستقصى 1 / 98 به غير او منسوب شده است .
( 2 ) . القراضم : در مهره است . قبيلهاى كه به آنان بنو قرضم گويند ، مصلّى نيز بطن است و متلدّد : به ناحيهاى در اللديدان گويند .
( 3 ) . البوباة : صحرايى در منطقه تهامة و متعلق به بنى سعد بن بكر بن هوازن بود .