270 . چگونگى معروف شدن
زبير از أنس بن عياض ، از جعفر بن محمد ، از پدرش محمد بن على « 1 » روايت كرد و گفت :
« لا يكون المعروف معروفا الّا باستضعاره و تعجيله و كتمانه » .
[ هيچ كار نيكى ، نيك نيست مگر آنكه ( انجامدهندهء آن ) ، آن را ناچيز و كم پندارد ، در آن تعجيل روا دارد و آن را مخفى بسازد ] .
271 . از سخنان اسماء بن خارجه
زبير از ابو الحسن مدائنى روايت كرد كه اسماء « 2 » بن خارجه مىگفت :
هيچ فردى را دشنام ندادم و هيچ سائلى را وقتى قادر به يارى او بودم از خود نراندم ؛ اما دو كس مرا آزار مىدهند : بخشندهاى كه دشنام او جز لغزشش نبود ، - پس من براى بخشيدن از او شايستهترم - و نيز فرومايهاى كه پستيش را به سوى من هدايت كرد . پس آبرومندى خود را خطرى براى آبروى او نمىبينم .
اما من يكى از اين دو شخص را خواهانم : بخشندهاى كه فقير شده و من شايستهترين فرد براى يارى دادن او هستم و ديگرى فرومايهاى كه بتوانم آبرويم را از او حفظ كنم .
272 . نامهء تسليت به منصور
زبير از مبارك طبرى برايم نقل كرد كه :
يكى از علما نامهاى اينگونه براى منصور نوشت تا او را بزرگ گرداند :
اما بعد از حمد و سپاس خداى ، اى امير المؤمنين ، شايستهترين مردم براى تسليم شدن به امر پروردگار ، امامى است كه بعد از خدا ، پيشواى مردم است و كسى جز خدا امام او نيست .
هامش
( 1 ) . امام باقر ( ع ) .
( 2 ) . اسماء بن خارجة بن حصن بن حديفة الفرارى از بزرگان عرب و كوفه ، سوار كار شجاع و بخشندهاى بود كه بسيارى از شعراى اموى او را مدح كردند . ( الأغانى 13 / 35 )