تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
كرده است رفتار مىكنى ؟ در حالىكه او كسى را كه عصيان و نافرمانى كرده به قتل نمىرساند ، بلكه با عذاب دردناك جاويدان مجازات مىكند . خداوند جلّ ثنائه ، آن مقدار ، كه قلب تو بدان بسته و جوارحت ، كه در راه او چشمانت ، دو دستانت و پاهايت حركت مىكند و آنچه بر پشت خوددارى همه را مىبيند . اگر خداوند جبار ملك دنيا را از تو بگيرد و از تو حساب آنچه را كه در اختيار داشتى بخواهد ، چه پاسخى مىدهى ؟ آيا او تو را بىنياز نكرد كه اين‌گونه به ملك دنيا حرص مىورزى ؟ منصور گريست و گفت : اى كاش متولد نمىشدم . آنگاه از او پرسيد چگونه نفسم را مهار كنم ؟ پاسخ داد : اى امير المؤمنين تو به بهاى رسيدن به دنيا ، آخرت خود را آسيب رساندى . پس دنيايت را به سود آخرت آسيب برسان . امير المؤمنين گفت : با اموالى كه در اختيار دارم چه كنم ، در حالىكه مردم را خيانتكار مىبينم ؟ گفت : اى امير المؤمنين ، مردم بزرگانى دارند كه به آنان شكوه مىكنند . پس آنان را محرم راز خود قرار ده تا تو را هدايت كنند و در كارهايت با آنان مشورت كن تا امور به درستى انجام گيرد . منصور گفت : نزد آنان فرستادم ، اما آنان از من گريختند . گفت : آنان از اين‌رو گريختند كه از تو نيز برخوردى مانند عمّال و كارگزارانت ديدند . اما درب دارالخلافه را باز كن و موانع را بردار . مظلوم را يارى ده و ظالم را سركوب كن . فىء و صدقات و اموال حلال را بگير و با عدالت و براساس حق تقسيم كن . من ضمانت مىكنم كسانى كه از تو گريختند ، تو را در اصلاح امور و صلاح رعايا يارى و همراهى كنند . منصور گفت : خداوند ، مرا در انجام كارهايى كه اين مرد مىگويد يارى دهد . آنگاه مؤذّنان آمدند و بر منصور سلام دادند . او نماز را با مردم به جا آورد . بعد به جايى كه در مسجد با آن مرد نشسته بود بازگشت و به جستجوى او برآمد ، ولى او را نيافت . گروهى از مردم گفتند : گمان مىكنيم فردى از ابدال « 1 » باشد و گروهى ديگر گفتند گمان مىكنيم او حضرت خضر عليه السّلام بوده « 2 » است .
هامش
( 1 ) . ابدال : گروهى از صالحان هستند كه زمين هيچ‌گاه از وجود آنان خالى نيست و اگر يك نفر از آنان بميرد ، ديگرى به جاى او برخيزد . - م ( 2 ) . اين قسمت در منابع ديگر نيامده است .