ما انت بالسبب الضعيف و انما * نجح الامور بقوة الاسباب
فاليوم حاجتنا اليك و انما * يدعى الطبيب لساعة الأوصاب
[ در تو عوامل ضعف راهى ندارد و جز اين نيست كه امور با ابزارهاى قدرت به انجام مىرسد پس ما امروز به تو نيازمنديم ، گويى در هنگام رنج و بيمارى طبيب را فرامىخوانيم ] .
سپس براى من اجازهء ديدار متوكل را گرفت . من خارج شدم و فتح نيز رفت و گفت :
« پاداشت در راه است و آن حكم قضاوت مكه است كه به تو خواهد رسيد . هنگامى كه به منزلم رسيدم ، خدمتكاران او سىهزار درهم آوردند ، من از منزل خارج شدم . وقتى به مكه رسيدم ، در آن هنگام فرستادهء او حكم را به من داد و من بر والى و حاكم شهر وارد شدم . »
تمام شرححال نويسان در مورد وثاقت و راستى او در ذكر روايات ، متفقالقول هستند . « 1 » دارقطنى در اين مورد گويد : زبير بن به كار ثقه است . « 2 » بغوى نيز مىگويد : او در نوشتن آگاه وثقه بود . « 3 » خطيب بغدادى نيز او را در ثبت روايت ، ثقه مىداند . « 4 » ذهبى نيز او را ثقه ، امين و نگهبان علم معرفى مىكند . « 5 »
احمد بن على سليمانى تنها كسى است كه در كتابش ، الضعفاء ، او را منكر الحديث دانسته است « 6 » ، اما علماى علم حديث اين اتهام را رد كردهاند . ابن حجر گويد : اين اتهامى بىاساس است و بيشتر نسبشناسان ادعاهاى وى در الضعفاء را نپذيرفتهاند . « 7 »
ذهبى مىگويد : هيچ اعتمادى به سخنان احمد بن على سليمانى نيست ؛ زيرا زبير بن به كار را يك بار در زمرهء جاعلان حديث و بار ديگر از منكران حديث دانسته است . « 8 »
تمام كسانى كه شرح حال او را نوشتهاند ، از عمق آگاهى او در نسب قريش سخن
هامش
( 1 ) . سخاوى ، التحفة اللطيفه ، 2 / 85 .
( 2 ) . ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، 2 / 312 .
( 3 ) . همانجا .
( 4 ) . خطيب بغدادى ، همانجا .
( 5 ) . ذهبى ، ميزان الاعتدال ، 2 / 66 .
( 6 ) . همانجا .
( 7 ) . ابن حجر ، همانجا .
( 8 ) . ذهبى ، همانجا ؛ ياقوت حموى ، همانجا .