بعد از چندى از او پرسيد آيا آن سه را حفظ كردى ؟ گفت آرى .
ابو عبد الرحمن گفت : بعد از آن ، سه پند ديگر را هم حفظ كن . بدان كه كسى كه اموالش زياد شود ، حساب و كتابش نيز سخت خواهد شد ؛ هركسى پيروى كردن از نفسش زياد شود ، شياطين او هم افزون مىشوند ؛ هر بندهاى كه به پادشاه نزديك شود ، از خداوند دور تر مىشود .
92 . از جمله كسانى كه اخلاق و علم احنف را گرفتهاند
زبير از محمد بن سلام و او از احنف « 1 » براى من روايت كرد كه به يارانش گفت :
آيا از اخلاق و علم من در شگفتيد ؟ اينها را از عمويم صعصعه « 2 » آموختم . من شتران پدرم را ، كه حدود 20 تا 30 نفر بودند براى چرا بيرون بردم . در بين راه به دلدرد مبتلا شدم . چند روز گذشت . اميدوار بودم كه يكى از خاندانم را ببينم و از آن درد نزد او شكوه كنم ؛ تا اينكه عمويم ، صعصعه كه در پى يافتن چراگاهى بود ، از كنار من گذشت . من نيز همراه او رفتم و درد و ناراحتىام را براى او بازگو كردم . اما او مرا ساكت كرد . مدتى راه رفتم . دوباره از دلدردم به او شكايت كردم . دوباره مرا به سكوت دعوت كرد . اين كار براى سومين بار تكرار شد .
آنگاه عمويم گفت : اى برادرزاده ، از دردى كه بر تو عارض شده است به كسى شكوه نكن ؛ مردم در دنيا دو دسته هستند : دوستانى كه از اندوه تو ناراحت مىشوند يا دشمنانى كه از اندوه تو خوشحال مىشوند . از اندوهى كه بر تو عارض شده به مخلوقى مثل خود شكايت مكن ؛ زيرا اگر دردى مانند آنچه تو را فراگرفته است ، بر آنان عارض شود ، براى بر طرف كردن آن توانا نيستند ؛ بنابراين شكايت آن را نزد كسى ببر كه تو را به آن مبتلا كرده است ؛ زيرا او قادر است اندوه تو را بر طرف كند . برادرزاده ، آيا چشمم را مىبينى ؟ بيست سال است كه با آن به راحتى كوه و دشت را نمىبينم ؛ اما نه به همسرم شكوه كردهام نه به خاندانم .
هامش
( 1 ) . اخنف بن قيس بن معاوية بن تميم . ( المعارف 423 ) از ياران و شيعيان امام على ( ع ) . - م
( 2 ) . صعصعة بن صوحان ، عموى كوچك احنف ، او در زمان خلافت معاويه رئيس قبيله بنى تميم بود . ( المعارف 424 ) وى از ياران وفادار امام على ( ع ) محسوب مىشد . - م