لرشدة و من ابغضه فاعلموا انّه لغيّة » . « 1 »
« اى گروه انصار ! فرزندان خود را بر اساس دوستى على ( عليه السّلام ) بيازماييد ، پس هركس كه على ( عليه السّلام ) را دوست داشت ، بدانيد كه پاك روش و در راه رشد است و اگر او را دشمن داشت ، بدانيد كه او در راه گمراهى مىباشد » .
7 - لقب « امير مؤمنان » براى على ( ع )
رواياتى نقل شده است كه رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) در زمان حيات خود ، على ( عليه السّلام ) را به عنوان « امير مؤمنان » ناميد ، از جمله :
1 - « انس بن مالك » مىگويد : من خدمتكار رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بودم ، وقتى كه شب نوبت امّ حبيبه دختر ابو سفيان بود ( يعنى بنا بود آن شب ، نزد يكى از همسرانش به نام امّ حبيبه باشد ) براى آن حضرت ، آب وضو آوردم ، به من فرمود : « اى انس ! هم اكنون از اين در وارد مىشود ، امير مؤمنان و سيّد اوصيا ، مقدّمترين مسلمين در قبول اسلام ، آن كس كه علمش افزونتر از ديگران است و بردباريش از همه بيشتر مىباشد » .
انس مىگويد : من با خودم گفتم خدايا ! اين شخص را از قوم و قبيلهء من قرار بده .
طولى نكشيد كه ديدم علىّ بن ابيطالب ( عليه السّلام ) از همان در وارد شد و در آن هنگام رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) وضو مىگرفت ، رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) آبى كه در مشتش بود به روى على ( عليه السّلام ) پاشيد به طورى كه چشمان على ( عليه السّلام ) پر از آب شد . على ( عليه السّلام ) عرض كرد : « اى رسول خدا آيا در مورد من تازهاى رخ داده است ؟ » .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : « از تو جز خير و نيكى سر نزده ، تو از من هستى و من از تو هستم ، قرض مرا ادا مىكنى و به عهد و پيمان من وفا مىنمايى و تو مرا غسل مىدهى و در ميان قبر مىگذارى . و ( دستورات اسلام را ) به گوش مردم ، از جانب من مىرسانى . و بعد از من ( احكام اسلام را ) براى آنان آشكار مىسازى » .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 27 ، ص 156 ، روايت 30 ، باب پنجم .