عنبرى گفت : همين جعفر ( كذّاب ) او را دوبار ديده است .
8 - و همچنين از ابو نصر ، طريف خادم روايت شده كه حضرت مهدى ( عليه السّلام ) را ديده است .
و نظير اين گونه روايات بسيار است و در انجام مقصود ، همين قدر كفايت مىكند ، عمدهترين دليل بر وجود حضرت مهدى ( عليه السّلام ) همان دليل ( عقل ) است كه قبلا گفتيم و بقيهء مطالبى كه بعد از آن ذكر شد ، به عنوان تأكيد و تأييد آن است و اگر اين مطالب را در اينجا نمىآورديم ، ضررى به مقصود نمىزد و دليل قبل كفايت مىكرد .
نمونههايى از دلايل و نشانههاى حضرت مهدى ( عج )
1 - « محمد بن ابراهيم بن مهزيار » مىگويد : « بعد از وفات امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) در مورد امام بعد او در شك و ترديد بودم و اموال بسيار ( كه مخصوص امام بود ) نزد پدرم ( ابراهيم بن مهزيار ) جمع شده بود ( گويا ابراهيم سمت نمايندگى داشته و سهم امام بسيارى نزدش جمع شده بود ) پدرم آن اموال را برداشت و سوار ( كشتى ) شد ( كه به حضور حضرت مهدى در سامرا ببرد ) و من نيز سوار شدم تا او را بدرقه كنم ، پدرم تب سختى گرفت و به من گفت : پسر جان ! مرا به خانه بازگردان ، اين بيمارى نشانهء مرگ است و به من گفت : در مورد اين اموال از خدا بترس ( كه به صاحبش برسانى ) و به من وصيت كرد و بعد از سه روز از دنيا رفت ، با خود گفتم ، پدرم وصيت نادرست نمىكرد ، اين اموال را به عراق مىبرم و در كنار شطّ « 1 » خانهاى را كرايه مىكنم و هيچ كس را از كار خود باخبر نمىكنم ، پس اگر وجود امام زمان ، براى من آشكار شد ، همانند آشكارى امام در زمان امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) كه اموال را به او مىسپارم و گرنه آن را صرف در نيازها و تأمين زندگى خودم مىنمايم . به عراق رفتم و در كنار شطّ خانهاى اجاره كردم ، چند روزى در آنجا سكونت نمودم ، تا اينكه شخصى آمد و
هامش
( 1 ) - ظاهرا منظور ، شط دجله نزديك سامرا ، محل سكونت حضرت مهدى ( عليه السّلام ) مىباشد .