2 - « موسى بن محمّد » ( نوهء امام موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) ) مىگويد :
« حكيمه » دختر امام جواد ( عليه السّلام ) و عمّهء امام حسن عسكرى گفت : من حضرت قائم ( عليه السّلام ) را در شب ولادتش و بعد از آن ديدم .
3 - « فتح مولى الزرارى » مىگويد : از ابا على بن مطهّر شنيدم كه مىگفت :
حضرت مهدى ( عليه السّلام ) را ديده است و طول قامت حضرت مهدى ( عليه السّلام ) را وصف مىنمود .
4 - از كنيز ابراهيم بن عبدهء نيشابورى كه از بانوان نيك بوده نقل شده كه گفت :
من همراه ابراهيم بر فراز كوه صفا ايستاده بوديم كه حضرت مهدى ( عج ) آمد و سخنانى به ابراهيم فرمود .
5 - از ابن عبد اللّه بن صالح نقل شده كه او حضرت مهدى ( عليه السّلام ) را در كنار كعبه مقابل حجر الأسود ، ديده است كه مردم براى بوسيدن حجر الأسود ، هجوم مىآوردند و او مىفرمود : « مسلمين به اين كار ( هجوم و كشمكش ) مأمور نشدهاند » . « 1 »
6 - « ابراهيم بن ادريس » از پدرش نقل مىكند كه گفت :
من حضرت مهدى ( عليه السّلام ) را بعد از پدرش امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) ديدم كه به حدّ بلوغ رسيده بود ، دست و سرش را بوسيدم .
7 - « احمد بن نصر » مىگويد : با عنبرى بودم ، سخن از جعفر ( كذّاب ) به ميان آمد ، عنبرى از او بدگويى كرد ، من گفتم غير از او ( كسى امام بعد از امام حسن عسكرى ) نيست ، عنبرى گفت : آرى غير از او هست .
گفتم : آيا او را ديدهاى ؟ .
گفت : نه ، ولى غير از من ، او را ديدهاند .
گفتم : او كيست كه او را ( يعنى حضرت مهدى ( عليه السّلام ) را ) ديده است ؟ .
هامش
- مسجد كوفه و سهله و يا مسجد سهله و صعصعه است .
( 1 ) - شايد منظور اين باشد كه اگر بر اثر جمعيت زياد ، بوسيدن حجر الأسود ، بسيار دشوار است ، واجب نيست آن را ببوسند ، بلكه به آن اشاره كنند .