او پسر آن حضرت است كه حضرت مهدى ( عليه السّلام ) مىباشد چنان كه گفتيم و اين دليل عقلى يك اصل پابرجايى است ، كه با وجود آن نيازى به روايات و نصوص و تعداد اخبار نيست ؛ زيرا خود اين دليل عقلى ، امامت آن حضرت را ثابت مىكند .
البته روايات بسيارى نيز وارد شده كه به امامت فرزند امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) صراحت دارند و اين روايات آنچنان است كه هيچ عذرى باقى نمىگذارد و اين بنده به خواست خدا ، به ذكر قسمتى از آن روايات با كمال اختصار - همچون سابق - مىپردازم .
روايات و مسألهء امامت حضرت مهدى ( ع )
رواياتى كه به طور اجمال و تفصيل بيانگر امامت حضرت صاحب الزّمان ، امام دوازدهم حضرت مهدى ( عج ) از ائمهء اهل بيت ( عليهم السّلام ) رسيده بسيار است كه در اينجا ، قسمتى از آنها خاطرنشان مىگردد :
1 - « ابو حمزهء ثمالى » مىگويد : امام باقر ( عليه السّلام ) فرمود : « خداوند متعال محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) را به سوى جن و انس ( به عنوان پيامبر آنان ) فرستاد و بعد از او ، دوازده نفر وصىّ ( براى او ) قرار داد ، كه بعضى از آنان از دنيا رفتهاند و بعضى ماندهاند و هريك از آن دوازده وصىّ داراى سنّت و برنامهء مخصوص به خود است ، روش اوصيايى كه بعد از رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) آمدند و مىآيند همچون اوصيا حضرت مسيح ( عليه السّلام ) است كه دوازده تن بودند و امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) ( در زهد و عبادت و سادهزيستى ) همچون حضرت مسيح ( عليه السّلام ) بود » .
2 - « حسن بن عباس » از امام جواد ( عليه السّلام ) و او از پدرانش تا امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) نقل مىكند كه رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود :
« آمنوا بليلة القدر فانّه ينزل فيها امر السنّة و انّ لذلك الامر ولاة من بعدى علىّ بن ابيطالب و احد عشر من ولده » .
« به شب قدر معتقد شويد ؛ زيرا در شب قدر ، كار ( تقديرات ) سال فرود مىآيد و براى آن كار ، بعد از من زمامدارانى هست كه عبارتند از : على ابن ابى طالب و يازده