امام حسين ( عليه السّلام ) مرا نجات داد ( و به درجهء عالى رساند ) » . « 1 »
اينجاست كه بايد گفت : « علّامهء حلّى ، فروغ جاويدانى است كه بر تارك فرهنگ تشيّع راستين ، مىدرخشد و از موفّقترين دانشمندان بزرگ اسلام در ابعاد گوناگون اسلامى بوده است » .
4 - داستان تشيّع شاه خدابنده
يكى از ويژگيهاى بزرگ در زندگى علّامهء حلّى - كه وى را از ديگران امتياز بخشيده - شيعه شدن « سلطان محمّد خان خدابنده » به دست وى است كه موجب تشيّع بسيارى از افراد و گسترش و نشر كتابهاى شيعه گرديد و از آن پس ، مذهب جعفرى در ايران به عنوان مذهب رسمى كشور ، اعلام شد ، توضيح اينكه :
شاه خدابنده يازدهمين شاه « ايلخانيان » به سال 709 قمرى به مذهب شيعه گرويد و در گسترش تشيّع كوشيد و وقتى كه به تبريز رفت ، پس از جلوس بر تخت ، به لقب « الجايتو - سلطان آمرزيده » ملقّب شد و به دستور او سكّههاى جديدى درست كردند كه در يك طرف سكه نام مقدس پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و امامان ( عليهم السّلام ) را نقش نمودند و در طرف ديگر نام خودش را .
شاه خدابنده در مذهب اهل تسنّن بود ، ولى زمينهء حقّانيّت مذهب جعفرى از راههايى به قلبش راه يافته بود . او به تشكيل مجلس مناظرهء علماى بزرگ ، علاقهمند بود ، در يكى از آن مجالس ، علّامهء حلّى به آن مجلس راه يافت و در يك مناظرهاى ، يكى از علماى بزرگ شافعى به نام علّامه شيخ نظام الدّين ، عبد الملك مراغى ، مغلوب علّامهء حلّى واقع شد و آنچنان تحت تأثير منطق گوياى علّامه گرديد كه زبان به ستايش او گشود و گفت :
« قوّت دلايل اين شيخ ( علّامهء حلّى ) در نهايت ظهور است ولى با توجّه به راهى كه
هامش
( 1 ) - بهجة الامال ، ج 3 ، ص 232 .