تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
5 - « فيض بن مختار » مىگويد : به امام صادق ( عليه السّلام ) عرض كردم : دستم را بگير و از آتش دوزخ نجات بده ، بعد از تو چه كسى ( امام ) بر ماست ، در اين هنگام امام كاظم كه كودك بود وارد شد ، امام صادق ( عليه السّلام ) در پاسخ به سؤال من اشاره به امام موسى كاظم ( عليه السّلام ) كرد و فرمود : « هذا صاحبكم فتمسّك به ؛ اين است صاحب ( و امام ) شما پس به او تمسك كن » . و دلايل بىشمار ديگر در اين راستا وجود دارد .

بزرگان شيعه در جستجوى امام حقّ

« هشام بن سالم » مىگويد : بعد از وفات امام صادق ( عليه السّلام ) من با محمّد بن نعمان ( مؤمن الطّاق ) در مدينه بوديم ، ديديم مردم در مورد امامت « عبد اللّه بن جعفر » اجتماع كرده بودند و مىگفتند : امام بعد از پدرش ، اوست . ما به حضور « عبد اللّه بن جعفر » رفتيم ، ديديم جمعيّت بسيارى در حضور او هستند ، ما از او زكات اموال پرسيديم كه به چه مقدار بايد برسد تا زكات آن واجب شود ؟ گفت : در دويست درهم ، پنج درهم زكات واجب است ، پرسيدم از صد درهم چطور ؟ گفت : « دو درهم و نيم زكات دارد » . گفتيم : به خدا سوگند ! حتى « مرجئه » اين را نمىگويند . گفت : « سوگند به خدا ! نمىدانم آنان چه مىگويند . از منزل عبد اللّه گمراه و حيران بيرون آمديم و من با ابو جعفر احول ( مؤمن الطّاق ، يكى از شاگردان امام صادق ) در يكى از كوچه‌هاى مدينه نشستيم و بر اثر ناراحتى گريه كرديم ، حيران و سرگردان بوديم و نمىدانستيم به كجا برويم و سراغ چه كسى را بگيريم ؟ با خود مىگفتيم به سوى « مرجئه » بگرويم يا زيديه ، يا معتزله ، يا قدريّه ؟ ! . در همين فكر و ترديد بوديم ، ناگهان پيرمردى را ديدم كه او را نمىشناختم ، به من اشاره كرد ، ترسيدم كه مبادا از جاسوسهاى منصور دوانيقى ( دوّمين خليفهء عباسى )