تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
منافقان ) پيام فرستاد كه اگر حسن ( عليه السّلام ) را مسموم كنى ، من تو را به همسرى پسرم يزيد درمىآورم و صد هزار درهم نيز براى او فرستاد . جعده ، امام حسن ( عليه السّلام ) را مسموم كرد . معاويه آن مبلغ پول را به او بخشيد ، ولى او را همسر يزيد نكرد ، بعدا مردى از خاندان طلحه با او ازدواج كرد و او داراى فرزندانى از جعده شد ، وقتى كه بين آن فرزندان و ساير قبايل قريش درگيرى لفظى مىشد ، فرزندان جعده را سرزنش مىكردند و مىگفتند : « يا بنى مسمّة الازواج ! اى پسران زنى كه خورانندهء زهر به شوهرانش بود ! » .

وصيت امام حسن ( ع )

« عبد اللّه بن ابراهيم مخارقى » نقل مىكند : وقتى كه امام حسن ( عليه السّلام ) در حال احتضار بود ، امام حسين ( عليه السّلام ) را طلبيد و به حسين ( عليه السّلام ) فرمود : « برادرم ! هنگام فراق است ، من به خداى خود مىپيوندم ، مرا با زهر مسموم نموده‌اند و جگرم در طشت افتاده است ، من آن كس را كه به من زهر داد ، به خوبى مىشناسم و مىدانم كه اين زهر توسّط چه كسى فرستاده شد ، در پيشگاه خداوند ، خودم با او محاكمه مىكنم ، تو را به حقّى كه بر گردنت دارم سوگند مىدهم كه مبادا در اين‌باره سخنى بگويى ، در انتظار آنچه خداوند برايم پديد مىآورد ، باش ، وقتى كه از دنيا رفتم چشمم را بپوشان و مرا غسل بده و كفن كن و بر تابوتم بگذار و كنار قبر جدّم رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) ببر ، تا با او تجديد ديدار كنم ، سپس مرا كنار قبر جدّه‌ام فاطمه ( بنت اسد ) ببر و در همانجا به خاك بسپار ، اى پسر مادرم ! به زودى بدانى كه مردم گمان مىكنند تو مىخواهى جنازه‌ام را در كنار قبر رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) دفن كنى ، مىكوشند تا جلوگيرى كنند ، تو را به خدا سوگند مىدهم مبادا به خاطر من به اندازهء شيشهء حجامتى ، خون ريخته شود » . سپس دربارهء خانواده و فرزندان و آنچه از او باقى مانده سفارش كرد و امام حسين ( عليه السّلام ) را بر آنان وصى قرار داد و همچنين او را بر آنچه پدرش امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) وصيّت كرده بود ، وصى خود كرد و شايستگى امام حسين ( عليه السّلام ) را براى خلافت بيان نمود و شيعيانش را به جانشينى آن حضرت راهنمايى كرد و به آنان
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 164 | العلامة الحلي / اشتهاردى / محمدى اشتهاردى