تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ابن ملجم گفت : هر گونه مهريّه خواسته باشى مىدهم . قطّام گفت : « مهريّه من عبارت است از : 1 - سه هزار درهم 2 - يك كنيز 3 - و كشتن على [ عليه السّلام ] . ابن ملجم گفت : « پول و كنيز را مىدهم ، ولى باور نمىكنم كه به آرزوى كشتن على [ عليه السّلام ] برسى » . قطّام گفت : در كمين على [ عليه السّلام ] باش و او را در هنگامى كه به كارى اشتغال دارد ، غافلگير كن ، اگر او را كشتى ، دلم را شفا داده‌اى و به لذّت زندگى با من مىرسى ، و اگر خودت كشته شدى ، پاداشى كه در نزد خدا دارى براى تو بهتر از زندگى دنيا است ! ابن ملجم [ كه تصميمش را مخفى مىداشت ، وقتى كه قطّام را هم مسلك خود يافت به او ] گفت : « سوگند به خدا ، من از اين شهر ( كوفه ) فرار كرده بودم ، اكنون به اينجا نيامده‌ام مگر به خاطر كشتن على [ عليه السّلام ] ! مطمئن باش كه خواستهء تو را برمىآورم . آنگاه ابن ملجم از نزد قطّام بيرون آمد ، و پيش خود مىگفت :
ثلاثة آلاف و عبد و قينة * و قتل علىّ بالحسام المصمّم
فلا مهر اغلى من علىّ و ان غلا * و لا فتك الّا دون فتك ابن ملجم
: « سه هزار درهم و كنيز ، و كشتن على [ عليه السّلام ] با شمشير برّان [ مهريّه قطّام است ] مهريّه‌اى سنگين‌تر از كشتن على [ عليه السّلام ] نيست ، گرچه اين مهريّه سنگين است ، ولى هر غافلگير شده‌اى پائين‌دست‌تر از غافلگير نمودن ابن ملجم خواهد بود » .

3 - همدستى مخفيانهء چهار نفر براى كشتن على عليه السّلام

ابن ملجم در مسير راه با شخصى از خوارج به نام « شبيب بن بجره » ملاقات كرد ، و به او گفت : « آيا شرافت دنيا و آخرت را مىخواهى ؟ » . شبيب : آن شرافت چيست ؟