: « شيفتهء على عليه السّلام هستم ، و دوستى او ايمان من است ، چه بسيار مشركى كه خونش با شمشير او چكيد .
اى عزيزم ! اگر تو فضائل او را نشنيدهاى ، مقامات ارجمند او را در سورهء « هل اتى » ( سورهء دهر ) بشنو ، و همين ( نزول سورهء دهر در شأن او و همسر و فرزندان او ) كفايت مىكند » .
7 - چند شعر عميق در شأن خاندان رسالت عليهم السّلام :
بآل محمّد عرف الصّواب * و فى ابياتهم نزل الكتاب
و هم حجج الاله على البرايا * بهم و بجدّهم لا يستراب
و لا سيّما ابو حسن علىّ * له فى الحرب مرتبه تهاب
طعام سيوفه مهج الاعادى * و فيض دم الرّقاب له شراب
و ضربته كبيعته بخمّ * معاقدها من القوم الرّقاب
علىّ الدّر و الذّهب المصفّى * و باقى النّاس كلّهم تراب
هو البكّاء فى المحراب ليلا * هو الضّحاك اذا اشتدّ الضّراب
هو النّبأ العظيم و فلك نوح * و باب اللّه و انقطع الخطاب
ترجمه :
« راه صحيح و راست ، به وسيلهء آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله شناخته شود ، و قرآن در خانههاى آنان نازل شده است .
آنان حجّتهاى خدا بر مخلوقات هستند ، به خاطر آنها و جدّشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به انسان لطمه نمىرسد .
به خصوص پدر حسن عليه السّلام ، يعنى امام على عليه السّلام كه در جنگها در مرتبه عالى شكوه مىدرخشيد .
خون دشمنان ، خوراك شمشيرهاى او بود ، و جوشش خون گردنهاى گردنكشان سيرابكننده [ روح دشمن كش ] او است .
محل بندهاى ضربت او همانند محل بندهاى بيعت با او در غدير خمّ ، گردنهاى