تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
به دست آمده است » ، و اين داستان در ميان مردم قم ، شهرت دارد .

6 - شفاى زبان لال

نيز ابن سوره نقل مىكند : در اهواز با مرد عابدى كوشا به نام « سرور » ملاقات نمودم ، ولى نسب او را فراموش كردم ، او گفت : « من لال بودم ، اصلا نمىتوانستم سخن بگويم ، پدرم و عمويم مرا در سنّ سيزده يا چهارده سالگى نزد شيخ أبو القاسم ، حسين بن روح ( نايب خاصّ سوّم امام زمان عجّل اللّه فرجه ) بردند ، و از او درخواست كردند كه از امام زمان عليه السّلام بخواهد ، دعا كند تا خداوند زبانم را بگشايد . بعدا شيخ أبو القاسم فرمود : « شما مأمور شده‌ايد تا به حائر حسينى برويد » . من همراه پدر و عمويم به كربلا كنار قبر مقدّس امام حسين عليه السّلام رفتيم ، غسل كرديم و زيارت كرديم ، در اين هنگام ، پدر و عمويم صدا زدند : « اى سرور ! » ، من با زبان شيوا گفتم : لبيك ( بلى قربان ! ) . گفتند : « عزيزم ! سخن گفتى ؟ » . گفتم : آرى . ابن سوره مىگويد : « سرور ، قبلا صداى بلند نداشت » .

7 - نامهء اعجازآميز از ناحيهء مقدّسهء امام زمان عجّل اللّه فرجه

در كتاب الصّراط المستقيم [ تأليف محقّق داماد ( ره ) ] از عثمان بن سعيد [ اوّلين نايب خاصّ امام زمان عجّل اللّه فرجه ] نقل شده گفت : « ابن ابى غانم قزوينى » مىگفت : حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزندى ندارد . علماى شيعه با او به مناظره پرداختند ( او قانع نشد ) سرانجام براى حلّ اين مشكل ، نامه‌اى به ناحيهء مقدّسه با قلم خشك [ بىآنكه رنگ قلم روى كاغذ سفيد معلوم باشد ] نوشتند ، تا همين نشانه و معجزه‌اى علم‌آور باشد [ كه ناحيهء مقدّسه كاغذ به ظاهر سفيد را خوانده و جواب
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 552 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى