گوشهاى از ستمهاى متوكّل به امام هادى عليه السّلام
متوكّل عبّاسى پيوسته در انديشه نقشه و نيرنگ ، بر ضدّ امام هادى عليه السّلام بود ، و مىكوشيد تا مقام آن حضرت را از نظر مردم بكاهد ، ولى به هدف شوم خود نمىرسيد ، و در اين راستا ، حوادث بسيارى بين او و امام هادى عليه السّلام رخ داد ، كه ذكر آنها در اين كتاب ، به طول مىانجامد ، كه در آنها ، امورى كه از معجزات و نشانههاى حقّانيّت امام هادى عليه السّلام است ، وجود دارد ، مناسب است در اينجا به ذكر چند نمونه از آنها بپردازيم ، به اميد آنكه خداوند با ذكر اين نمونهها ، نامههاى اعمال ما را پر از حسنات كند .
الف : دگرگونى توطئه تروريستى متوكّل
قطب راوندى ( ره ) از ابو سعيد ، سهل بن زياد ، روايت مىكند كه گفت : ما در خانهء فضل بن احمد كاتب در سامرّاء بوديم ، و در آنجا نام امام هادى عليه السّلام به ميان آمد ، فضل گفت : اى ابو سعيد ! من خبرى را كه پدرم به من گفت ، براى تو بازگو مىكنم ، پدرم گفت :
« من نويسندهء معتزّ [ پسر متوكّل ، كه بعدا سيزدهمين خليفهء عبّاسى شد ] بودم ، همراه معتزّ ، نزد متوكّل رفتيم ، ديديم متوكّل [ مانند برج زهر مار ] بر تخت نشسته است ، معتزّ سلام كرد و ايستاد ، من هم پشت سر او ايستادم ، معمولا هرگاه معتزّ نزد متوكّل مىآمد ، متوكّل خير مقدم مىگفت ، و فرمان مىداد كه بنشين ، ولى در آن روز