آنگاه دستور داد كيسهء پول ديگر به آنها بيفزايند و به من دستور داد تا آنها را نزد امام هادى عليه السّلام ببرم ، و شمشير و آن كيسه ده هزار دينار ( مال مادر متوكّل ) را نيز به او بازگردانم ، من آنها را به حضور امام بردم ، ولى شرمگين بودم ، به آن حضرت عرض كردم : « اى آقاى من ! بر من دشوار و ناگوار است كه بدون اجازهء شما به خانهات در آمدم ، ولى چه كنم كه من مأمورم ؟ ! » .
آن حضرت در پاسخ من ، اين آيه را تلاوت كرد :
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
: « به زودى ستمگران خواهند دانست كه چه سرانجامى خواهند داشت » « 1 » .
هامش
( 1 ) شعراء - 227