به سوى آن حضرت روانه شدند ، و مديحهسرائى نمودند و رأى مأمون را در اشعار خود ، تحسين كردند ، يكى از آنها « دعبل بن على خزاعى » بود . او به حضور امام رضا عليه السّلام رسيد و عرض كرد : « من قصيدهاى را سرودهام ، و با خود عهد كردهام كه آن را قبل از حضور شما ، در هيچ جا نخوانم » .
امام رضا عليه السّلام به او فرمود : « بنشين تا مجلس خلوت شود ، وقتى كه مجلس خلوت شد ، به او فرمود : قصيدهء خود را بخوان ، او قصيدهء خود را خواند كه نخستين شعرش اين است :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
: « مدرسههاى آيات قرآنى ، كه از تلاوت قرآن خالى مانده ، و خانههاى وحى الهى كه عرصهء آن از سكونت افراد ، خالى شده است » .
سپس « ابراهيم بن عبّاس » كه همراه دعبل بود ، اين شعر را خواند :
ازالت عزاء القلب بعد التجلّد * مصارع اولاد النّبىّ محمّد
: « قربانگاهها ( و فداكارىها ) ى فرزندان پيامبر خدا محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، عزاى قلب را ، پس از سختىها ، دور كرد » « 1 » .
امام رضا عليه السّلام بيست هزار درهم ، از درهمهائى كه نام شريفش در آنها ضرب شده بود ، و مأمون در همان وقت ، دستور ثبت نام آن حضرت را روى سكّهها داده بود ، به دعبل و ابراهيم داد . دعبل ، ده هزار درهم خود را گرفت و به قم رفت ، و در قم هر درهمى را به ده درهم فروخت « 2 » و در نتيجه ، داراى صد هزار
هامش
( 1 ) شايد اين شعر ، اشاره به اين باشد كه موقعيت بدست آمده براى حضرت رضا عليه السّلام ، نتيجهء فداكارىها و خونهاى پاك فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه در مصاف با طاغوتيان بنى اميّه و بنى عبّاس ، براى اعلاى كلمهء حقّ ، ريخته شد ( مترجم ) .
( 2 ) اين فراز تاريخى ، بيانگر علاقهء شايان مردم قم ، به حضرت رضا عليه السّلام و خاندان رسالت است ، تا آنجا كه يك درهم دعبل را كه نام حضرت رضا عليه السّلام در آن بود ، به ده درهم مىخريدند ، اين است كه قم به عنوان آشيانهء آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ناميده شده است ، هم اكنون نيز آثار آن آشكار مىباشد ( مترجم ) .