آنها نزد حضرت رضا عليه السّلام آمدند و ماجرا را بازگو كردند ، و او را به قبول آن ، الزام نمودند و همچنان اصرار ورزيدند ، سرانجام آن حضرت پاسخ داد :
« مىپذيرم ، مشروط به اينكه امر و نهى و عزل و نصب نكنم ، و در مورد حكومت ، بين اشخاص سخنى نگويم ، و آنچه را استوار است ، دگرگون نسازم » .
مأمون ، به همين اندازهء پذيرش امام رضا عليه السّلام قانع شد .
مجلس جشن بيعت ولايتعهدى حضرت رضا عليه السّلام
مأمون ، مجلسى براى رجال مخصوص و بسيار نزديك دولتى ، از رؤساى ارتش و وزيران و درباريان و منشيان و اهل حلّ و عقد تشكيل داد ، اين مجلس در روز پنجشنبه ، پنجم ماه رمضان سال 201 ه ق برپا شد . وقتى كه دعوتشدگان ، در مجلس حاضر شدند ، مأمون به فضل بن سهل گفت : « حاضران را به رأى امير مؤمنان ( مأمون ) در مورد على بن موسى الرّضا عليه السّلام ، و اينكه امير مؤمنان او را وليعهد خود نموده ، با خبر كن ، و به آنها فرمان بده تا لباس سبز بپوشند ، و با عود خود را خوشبو كنند تا در پنجشنبه آينده ، خود را براى بيعت كردن با امام رضا عليه السّلام حاضر نمايند » .
همهء دعوتشدگان در روز موعود [ پنجشنبه آينده 12 رمضان سال 201 ه ق ] با لباس سبز وارد مجلس شدند و هر كدام به مناسبت مقام خود ، در جاى مخصوص قرار گرفت ، مأمون نيز در جاى خود نشست ، سپس حضرت رضا عليه السّلام در حالى كه لباس سبز پوشيده بود ، و عمّامه بر سر ، و شمشير به كمر بسته بود ، وارد مجلس گرديد و بين دو متّكاى بزرگى كه براى او نهاده بودند ، نشست .
هامش
مقام خلافت را بپذيرد ، آن حضرت نپذيرفت ، سرانجام آن حضرت فرمود : مقام ولايتعهدى را مىپذيرم ، مشروط بر اينكه : « نه امرى كنم و نه نهيى ، نه فتوائى دهم و نه حكمى ، و نه كسى را به كار گمارم و نه بر كنار كنم ، و هيچ چيز را كه پابرجاست ، دگرگون نسازم » . مأمون همهء اين شرائط را پذيرفت [ ترجمهء ارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 251 ] نتيجه اينكه : در حقيقت ، امام رضا عليه السّلام ولايتعهدى را نپذيرفت ، و تنها از روى ناچارى ، به نام آن اكتفا كرد ( مترجم )