7 - امام ، در خانهء حميد بن قحطبه
سپس امام رضا عليه السّلام با همراهان ، در مسير خود به خانهء حميد بن قحطبه وارد گرديد ، و در آنجا كنار بارگاهى كه قبر هارون در آن بود ، رفت ، و در يك طرف قبر ، با دست خود ، خطّى كشيد و فرمود : « اين است تربت من ، و در همين جا به خاك سپرده مىشوم ، و به زودى خداوند اين مكان را محلّ رفت و آمد شيعيان و دوستان من قرار مىدهد ، سوگند به خدا هيچ يك از آنان ، مرا زيارت نكند ، و بر من سلام ننمايد ، مگر اينكه مشمول آمرزش و رحمت خدا به وسيلهء شفاعت ما خاندان رسالت خواهد شد ، سپس آن حضرت ، رو به قبله ايستاد و چند ركعت نماز خواند ، و دعاهائى كرد ، وقتى كه از دعا فارغ شد ، به سجده رفت ، سجدهاش طولانى شد ، من شمردم كه پانصد بار تسبيح خدا ( سبحان اللّه ) گفت ، سپس از آنجا بازگشت .
در كتاب « منهج الدّعوات » از ياسر خادم نقل شده : هنگامى كه امام رضا عليه السّلام به خانهء حميد بن قحطبه ، وارد شد ، لباس خود را در آورد و به حميد داد ، حميد آن را گرفت و به كنيزش داد تا بشويد ، بعد از چند لحظه كنيز در حالى كه كاغذى در دست داشت آمد ، و آن كاغذ را به حميد داد و گفت : « در جيب امام رضا عليه السّلام يافتم » .
حميد به امام عرض كرد : « فدايت گردم ، كنيز در جيب پيراهن شما ، كاغذى يافته ، و آن اين است .
امام رضا عليه السّلام فرمود : « اى حميد اين كاغذ ، تعويذ ( پناه بردن به خدا ) است كه من آن را از خود دور نمىكنم » .
حميد گفت : « مرا به داشتن آن ، كرامت بخش ! » .
امام رضا عليه السّلام فرمود : « اين ، تعويذى است ، هر كس كه آن را همراه خود در جيبش نگهدارد ، بلا از او دفع مىگردد ، و موجب نگهدارى از شرّ شيطان